X
تبلیغات
.:: طـنـز سـیـاسـی ::.

چند روزی به انتخابات مجلس نهم نمانده، کل کل انتخاباتی شروع شده، بحث عده ای بر سر این است که به چه کسی رای دهند و بحث عده ای دیگر بر سر تحریم یا شرکت در انتخابات است...!

جریان اپوزیسیون امسال فضای دیگری دارد، چرا که آنها جنبش سبز را هم در کنار خود میبینند!

www.din-siasat.blogfa.com تحریم انتخابات مجلس

و داستان از اینجا شروع میشود! از این رو سری میزنیم به سایت های ضد انقلاب قدیم و جدید!

www.din-siasat.blogfa.com سایت کلمه

اگرچه این جریانها مدام خبر از بی میلی مردم نسبت به انتخابات و فضای آرام شهر در این روزها را میدهند، اما خودشان هم نمیدانند که چگونه با این وجود در حال زدن تیتر و پوسترهای مختلف برای تحریم انتخابات هستند! خب اگر فضا آرام است و مردم بی میل، هول و دستپاچگی و این همه فعالیت شما برای چیست؟!

دیدن این سایت ها امیدوارم میکنه! اندکی سر عقل اومدن! دیگه خبری از دادن مرغ به مردم در پای صندوق های رای نیست! دیگه نمیگن اگه روز انتخابات اومدن در خونتون در زدن در رو وا نکنین! آخه آقا گرگه با صندوق میاد در خونه تا ازتون رای بگیره! حتی نمیگن اگه می خواین برین مهمونی شب قبلش برین که روز انتخابات اگه توی خیابون دیدنت به زور میبرنت برای رای دادن!! و این خبر خوبی است، اندکی فکر و مغزشان فعال شده! اما...

با دیدن این سایت ها به نکته ای عجیب میرسم! عادت کرده بودم که این جریان ها بعد از دیدن حضور مردم به درجه ی دیوانگی برسند! همیشه بعد از حضور بود که یکی مردم را درخت میدید، یکی هدف رو ساندیس خوردن میدونست، یکی میگفت تصویر آرشیویه، یکی میگفت فتوشاپه، اون یکی میگفت به زور بردن، این یکی میگفت به زور اومدن سوار اتوبوس کردن بردن و...!

اما امسال این جریانها قبل از انتخابات دیوانه شده اند! گلچینی از خنده بازار اپوزیسیون قبل از انتخابات رو با هم بخونیم و ببینیم...

" برای خواندن ادامه متن، به ادامه مطلب بروید "

 

بازتاب این مطلب در: حریم یاس


برچسب‌ها: انتخابات مجلس شورای اسلامی, انتخابات مجلس نهم, تحریم انتخابات, اخبار اپوزیسیون, بالاترین
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/12/08 ] [ 8:18 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

پیش نویس: پست امروز درباره برنامه لذت نقاشی است که موضوع نقاشیش راهپیمایی سکوت ۲۵ بهمن ۹۰ هست! پس لطف کنید و با لحن مترجم مجری برنامه لذت نقاشی بخونین!

سلاااام، یه بار دیگه با یکی از برنامه های لذت نقاشی در خدمتتون هستم، امروز می خوام براتون یه نقاشی سبز بکشم! خب، اول باید تبلیغات کنیم! اینجا یه سایت سبزه، مثلا سایت کلمه یا سایت جرخوردگان راه سبز یا همون جرس! حالا باید بیانیه بدیم، اما نه، موسوی نیست که بیانیه بده! موسوی دستگیر شده، اصلا باید برای دفاع از موسوی و کروبی بیان بیرون! حالا یه V میکشیم! این یعنی اونا پیروزن، یعنی ۲۵ بهمن پایه های حکومت رو به لرزه درمیارن، یعنی قیامت میکنن! البته سبزا یادشون نیست که میگفتن موسوی دستگیر بشه ایران قیامت میشه، سبزا خیلی چیزا یادشون نیست ولی خب تا حالا که همه چی آرومه، همه خوشحالن، همه می خندن! اما تبلیغات کمه، باید رسانه ایش کنیم، صدای آمریکا و بی بی سی و رسا و من و تو و تو و من و... خب، حالا میریم توی فیس بوک، اونجا که بگیم دیگه یه جورایی همه سبزا فهمیدن، اونجا هم اعلام میکنیم، حالا باید منتظر بشینیم تا ۲۵ بهمن!

طنز سیاسی :: www.din-siasat.blogfa.com

پس میریم یه نقاشی دیگه میکشیم، امروز ۲۵ بهمن ۹۰ هست، ساعت ۴ بعد از ظهر تظاهراته، من عاااشق تظاهراتم! این یه ساعته، الان ساعت ۴ شده، اینجا میدون محل تظاهراته! اینم چند تا خیابون اطراف میدون! اینجا هم چند تا ابر سبز خوشگل میکشیم! امروز همه چی سبز دیده میشه! اینا هم سبزیان اومدن راهپیمایی، اما نه! وای خدای من، نکنه اون یکی انقلاب مخملی که تو گرجستان بود رو کشیدم! پس چرا اینا سبز نیستن! خیلیا گل رز دستشونه! اما نه اینجا که ایرانه! بله فهمیدم، امروز ولنتاینه! همه خوشحالن، همه می خندن! اصلا انگار نه انگار موسوی دستگیر شده و باید قیامت کنن! من عااااشق ولنتاینم! این یکی از طرفدارای موسویه! اومده تظاهرات میلیونی کنه اما کسی چیزی نمیگه! بله، راهپیمایی سکوته! همه ساکتن، همه می خندن! قرار نیست کسی چیزی بگه! همه میان یه سکوت میکنن و میرن! پس همه سبزن! این سبزه داره به این فکر میکنه که چقدر بی شمارن! برا همین سایتای سبز تصویری از راهپیمایی نمیذارن، آخه همه ساکت بودن، از ویژگی های سبزی اینه که در حال سکوت عکس و فیلم نمی گیره! پس یه دوربین میکشیم، اینم یه علامت ممنوع روش! تظاهرات پرشکوهشون فقط گفته میشه، چیزی برای دیدن نیست! اینجا هم چند تا پلیسن، اونا هم ساکتن، پس اونا هم سبزن، از لباسشونم معلومه که سبزن! اما نه، سبزا دوس ندارن که پلیس بیاد، آخه اونا از پلیس می ترسن! پس یه سبز دیگه میکشیم، این یکی دیگه از سبزاس که از ترس پلیس...!

طنز سیاسی :: www.din-siasat.blogfa.com

اما این طرفدار موسوی قانع نمیشه، آخه این که نشد راهپیمایی! آخه با سکوت که قیامت نمیشه، یعنی شعارای ۸۸مون الکی بود؟! خسته و ناامیده! احساس ضایعی بهش دست داده! اما یهو جی افش که اونم سبزه بهش زنگ میزنه! ولنتاین رو تبریک میگه! دوتاشون خوشحالن، دوتاشون می خندن، حالا می خوان ببینن همو، باید کادوی ولنتاین بگیره براش، توی ولنتاین سبز چه کادویی بهتر از خیار! من عاااشق خیارم! خیلی روز خوبیه! دیگه هیچ کدوم یادشونم به موسوی نیست!

طنز سیاسی :: www.din-siasat.blogfa.com

خب دیگه داره تموم میشه، اما هنوز موسوی دستگیره! اینا موسوی و کروبین، اینجا حبس شدن! موسوی چون راهپیمایی سکوت بود صدای هل من ناصر ینصرنی رو نشنیده! اینا خوشحال نیستن، نمی خندن، یکیشون فقط چیز چیز میکنه، پس چاره ای نداریم جز اینکه شب رو نقاشی کنم! الان شب شده و موسوی باید تا ۲۵ بهمن ۹۱ لالا کنه! پس تا ۲۵ بهمن ۹۱، باای!

طنز سیاسی :: www.din-siasat.blogfa.com


پ.ن: دیروز از کار و زندگیم زدم ساعت ۴ بعد از ظهر خودمو رسوندم میدون انقلاب اصفهان، تا نزدیکای ۶ هم موندم به امید دیدن راهپیمایی پرشکوه سبزا !! هرچی سبز دیدیم پلیس بود! هر چی دنبال این مردم بی شمار سبز گشتم چیزی ندیدم، اینقدر از بین پلیسا رفتم و اومدم که بهم شک کردن، اما خداییش برخوردشون خوب بود، فتنه این خوبی هارو هم داره دیگه، رفتار پلیس تو اینجور مواقع خیلی بهتر شده... ولی از سبزای بی شمار یه گله دارم، آخه شما که تو تهرانش هم موندین، چرا تظاهرات سراسری میذارین آخه؟! خیر سرم توی اصفهان یکی از شهرهای بزرگ ایران زندگی میکنم، آخه یه نفرم نباید بیاد که من دلم خوش باشه؟! خداییش منو سرکار گذاشتین یا خودتونو مسخره کردین؟! اما خوشم اومد از سیاستتون، تظاهرات میذارین صاف تو روز ولنتاین که همینجوریش پلیس تو خیابون ریخته، که مثلا بگین اینجا خیلی دیکتاتوریه؟! ای شیطونا! باهوش شدینا! یا حق!

 

بازتاب این مطلب در: حریم یاس     ظهور ۱۲     اهل البصر     آنتی 666     هزارسنگر


برچسب‌ها: 25 بهمن 90, راهپیمایی سکوت, خنده بازار, لذت نقاشی داماس, ذلت نقاشی
[ چهارشنبه 1390/11/26 ] [ 9:57 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

همون طور که میدونین، آژانس با همکاری دشمنان ایران، به اسنادی دست یافتند و پی بردند که فعالیت های هسته ای ایران مشکوک هست و صلح آمیز نیست!! این هم تصویر لحظه ای که به این اکتشاف بزرگ دست یافتند!!!

.:: طـنـز سـیـاسـی ::. www.din-siasat.blogfa.com

حالا بعضی کشورا دوباره رگ لات بازیشون گل کرده و ایران رو به حمله تهدید میکنن!! یکی نیست به اینا بگه خُــــ لامصـــبــاااا!! مگه دفعه های پیش که تهدید کردین چه غلطی کردین که احساس میکنین الان با تهدیدتون دست و پاهای ما می لرزه؟!! خُــــ لامصـــبــاااا!! توی هشت سال جنگ نحمیلی که ما هیچی نداشتیم چه غلطی کردین که حالا می خواین با یه ایرانِ به قول خودتون قدرتمند بجنگین؟!!

دیدین یه انبارش چه جوری تهران و کرج و لرزوند؟!! خُــــ لامصـــبــاااا نمیگین اگه این انبارا ۲۴ ساعت روی تل آویو بباره دیگه نه شماها می مونین نه سگای نگهبانتون؟!!

خُــــ دیگه همه به خریتتون پی بردن، بس نیست؟!! ببین این ابوجهاد هم فهمید شماها چقدر خرین!!

.:: طـنـز سـیـاسـی ::. www.din-siasat.blogfa.com

ترجمه پلاکارد: این یک آمریکایی خر است، زبان عربی نمی داند. برادر شما ابوجهاد!

حالا اگه بازم می خواین از این عکسای یادگاری بگیرین حمله کنین!! دِ حمله کنین دیگه! فقط حرف نزنین! میلیونها سرباز ایرانی به همراه هزاران سلاح غیر هسته ای ایرانی چشم انتظار شمایند...

بازتاب این مطلب در: بی باک نیوز


پ.ن۱: تمام لذت عمرم در این است، که مولایم امیرالمومنین است...

.:: عید ولایت بر تمام عاشقان امامت مبارک باد ::.

پ.ن۲: یه مطلب طنز ورزشی برای گاهنامه طنز سیاسی اجتماعی ۴۰کلاغ نوشتم، اگه دوست دارین میتونین اون رو هم در اینجا بخونین. یا حق

[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 14:38 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

اندر روزهای گرم تابستان و ماه رمضان، در مجتمع فولاد مبارکه مشغول گذراندن دو واحد کار آموزی دانشگاه بودم که، از فشار گرما و تشنگی و گشنگی و... و برای رفع بیکاری قلم بدست گرفتم و گفتم بزار از دوران جوونیمون یه کم هم بزنیم توی کار شرافتمندانه رپری!! به این فکر افتادم که یه چند بیت شعر رپ سیاسی بنویسم برا وبلاگ!!!

یاد لندن و اتفاقات اخیرش افتادم و یه آهی کشیدم که عجب!!! عجب سوژه ای رو داریم از دست میدیم و وقت نداریم یه مطلب براش تو وبلاگ بنویسیم!

خلاصه قلم بدست گرفتیم و اثر ارزشمند زیر رو خلق کردیم! حالا هی بگین ماها املیم و شما روشنفکر! روشنفکر که هیچی، اراده کنیم با لباس رپری میایم ساندیس خوری!!  بیش از این وقتتون رو نمی گیرم و شما رو به خواندن اثر فاخر اینجانب دعوت می نمایم!!

اینجا لندنه، یعنی شهری که

خیلی راحت توش میکشن مردی که

اسمش در نشد اندازه ندا آقاسلطان

چون اون سیاه بود و کشته شد تو انگلستان

آخه حقوق بشر فقط واسه ایرانیاس

دولت انگلیس بهش نداره اصلا نیاز

اینجا مردماش یه مشت دزد و غارتگر

بی طرفی بی بی سیش گوش جهان و کرده کر

اینجا حاکماش حقوق بشر می نویسن

نه برا خودشون برا ماها می نویسن

ایران جهنمه و خس و خاشاک گفتن زشته

معترض انگلیسی دزده چون لندن بهشته

اینجا هر کی اعتراض کنه میشه آشوبگر

حقوق بشر نداریم برا یه مشت دزد و غارتگر

اما آشوبهای ایران معنیش اعتراضه

تقلب بود دیگه آخه موسوی که نباید ببازه

پلیس لندن حق داره که سرکوب کنه

اما پلیس ایران باید بشینه و سکوت کنه

اینجا لندنه و همه چیش مثل بهشته

یک پنجم زیر خط فقر بودن کار سرنوشته

آخه مشکل مردم لندن چه ربطی به دولتش داره؟!

دولتی که فقط به مشکلات دولتای دیگه کار داره

هر چی مشکل تو دنیا هست کار ایران و محموده

مصر، بحرین، لیبی، لندن همش زیر سر ایران بوده

یادتون میاد توی سال هشتاد و هشت

فیس بوک و توئیترتون سریع ایجاد گشت؟!

اما حالا که مردم خودتون معترض هستن

فیس بوک و توییتر جاهای کثیف پستن؟!

آره دولت انگلیس چاه نکن بهر کسی

اول خودت توش میفتی دوم کسی...


پ.ن۱: آن دسته از دوستانی که بی بی سی رو رسانه ای مستقل و آزاد و عادل و بی طرف میدونستن، هنوز هم سر حرفشون هستن؟!! اگه هستید که دمتون گرم! باشید تا اموراتتون بگذره! بالاخره از قدیم گفتن که اونی که خوابه رو میشه بیدار کرد اما اونی که خودش رو به خواب زذه رو...

پ.ن۲: از تمامی دوستان بابت این یک ماهی که نبودم و نظراتی که دادند و هنوز تایید و پاسخ داده نشده معذرت می خوام، انشاالله فردا تمامی نظرات رو پاسخ داده و تایید میکنم... یا حق

[ سه شنبه 1390/05/25 ] [ 22:34 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

پس از ویروسی شدن جلبک نسخه ۱۳۸۸ و کشته شدن آن توسط آنتی ویروس ۹دی، این بار جلبک نسخه ۱۳۹۰ به خیابان ها آمد!

.:: طـنـز سـیـاسـی ::.   www.din-siasat.blogfa.com

طبق آخرین خبرها ، شرکت ساندیس خوران لیبی اعلام کرده دست از بیداری اسلامی برنداشته و همانند ساندیس خوران ایران، هرگونه جلبک را سر جای خود خواهند نشاند!

.:: طـنـز سـیـاسـی ::.   www.din-siasat.blogfa.com

همچنین جلبک های لیبی هرگونه ارتباط سران خود با بیگانه را فتوشاپی خوانده و تاکید کردند، قذافی هم همچون سران فتنه در ایران هیچ گونه ارتباطی با بیگانه ندارد!!!

.:: طـنـز سـیـاسـی ::.   www.din-siasat.blogfa.com

اما چیزی که روشن است این است که جلبک های ایرانی می خواستند میرحسین موسوی را با رنگ سبز بیاورند که نتوانستند، و جلبک های لیبی می خواهند قذافی را با رنگ سبز نگه دارند، آیا آنها هم همچون جلبک های ایرانی نمی توانند؟! وَ نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِين

.:: طـنـز سـیـاسـی ::.   www.din-siasat.blogfa.com

[ دوشنبه 1390/04/13 ] [ 15:25 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

تا به حال عکسهای زیادی از حضور عکس احمدی نژاد در فقیرترین خانواده ها و محروم ترین نقاط کشور در اینترنت پخش شده که این عکسها به یاد هر انسانی می آورد که ۶۳ درصد رای احمدی نژاد از کجاها بوده...

هر انسانی را به این فکر می اندازد که چقدر فرق است بین کسی که در ناز و نعمت بزرگ شده و به دستور کاخ نشین ها به خیابان ها میریزد و با فریاد اعتراض مسالمت آمیز دست به تخریب بیت المال میزند، تا کسانی که سالها در دولت های همان کاخ نشینان فراموش شده بودند و چند سال اخیر دوباره به یادها برگشته اند...

از کارتون خواب هایی که در دولت خاتمی به جمعی ولگرد لقب گرفته بودند تا انتخابات ۸۸ که دوستان خاتمی با رفتن احمدی نژاد به روستاها احساس خجالت میکردند...!

که البته خجالت هم دارد... چرا که دولت همان ها بود که آنها را از یاد برده بود و همان ها بودند که به رای این گروه نیازی نداشتند...

و نباید هم چنین کسانی درک کنند سهام عدالت را، مسکن مهر را، بازسازی خانه های روستائیان را، جاده سازی برای آنان را، و کوچکترین خدمت به آنها را...

و برای آنها حیف بودجه است که برای این دسته از محرومان خرج شود! بودجه های میلیاردی برای افتتاح فرودگاه نیمه تمام است نه خدمت به محرومین...

و امروز همین محرومین هستند که معنای واقعی یارانه ها را درک میکنند نه آن کاخ نشینان و حامیان آنها... کسانی که سالها فکر و هوششان رابطه با آمریکا و فرانسه و تنش زدایی بود، برای یکبار هم که شده به نقاط محروم سری بزنند و حال و هوای روستائیان و محرومان را جویا شوند... امید است با لنگه های کفش مردم استقبال نشوند...

عکس زیر مرد سیگار فروشی را نشان میدهد که بر روی گاری خود نشسته، گاری ای که عکس احمدی نژاد روی آن جلب توجه میکند... (عکس از جواد کاظمی - گرفته شده در مشهد مقدس)

حال پاسخ اینکه احمدی نژاد برای او چکار کرده را همان هایی بدهند که در کاخ هایشان نشسته و به جای فکر به این محرومان منتظر پول های شهرام جزایری ها و محمود عباس ها و هیلاری کلینتون ها هستند تا به قول خودشان تغییر ایجاد کنند...!


پ.ن: سالروز انتخابات ۸۸ و پیروزی ملت ایران گرامی باد، شنیدم جنبش سبز برای این منظور چندین دستگاه سطل زباله خریداری کردند تا با آتش زدن آنها یاد و خاطره ی زباله های سوخته را گرامی دارند! ضمن اینکه قرار است تندیس سوخته ترین زباله هم به سران فتنه اهدا شود!

مشایی و بقایی هم حواسشون رو جمع کنند! ما هم از این تندیسا بلدیم هدیه کنیم! حالا که قرار نیست استعفا بدند و اخراج هم نمیشن، حواسشون به کاراشون باشه که حسابشون با همین ۶۳ درصدهاست... یا به قول اون وریا همین ساندیس خورا!!

[ یکشنبه 1390/03/22 ] [ 20:22 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]
سلام امام خوبم، خوبی؟ نگران ما نباش، به لطف سید علی ما هم خوبیم...

جوونی هستم که نه بودنت رو درک کردم و نه رفتنت، اما خیلی دوسِت دارم، بیشتر از اونایی که یه عمری کنارت بودن... نون و نمکت رو خوردن... اما الان شدن نمک خور امثال جزایری ها و جرج سوروس ها و... میدونم که خبر داری ازشون... میدونم که دردش از امثال بنی صدر خیلی بیشتره... البته شما از این دردها کشیدی، درسته نبودم، اما ماجراهای آقای منتظری رو شنیدم و خوندم...

آره امام جان، ریزش ها و رویش ها هم چنان ادامه دارد...

شما که رفتی یه فرد انقلابی اومد سر کار! آقای رفسنجانی! همون هاشمی زنده است تا نهضت زنده است! البته بچه هاش هنوز بزرگ نشده بودن! دوران سازندگی! سازندگی و برازندگی! ساخت کاخ، برای رئیس و رؤسای مملکت! بهش میگن اشرافیت! ساختند و ساختند! اواخر چهار سال اولشون بود که من هم بدنیا اومدم! خلاصه چهار سال دیگه هم ماندگار شدند! مردم به اشرافیت عادت کرده بودن... دیگه کم کم از خواهر و برادری داشتیم به هم وطن تبدیل میشدیم! امتی هم که میگفتی شد ملت! و کلی واژه های جدید دیگه به برکت سازندگی ساخته شد! خلاصه با تمام بدی ها و خوبی هاش 8 سال اشرافیت، ببخشید 8 سال سازندگی به پایان رسید!

انتخابات برگزار شد! دوم خردادی داشتیم!! یه آدم به شدت انقلابی و پایبند به اصول اسلام و انقلاب شد رئیس جمهورمون!! اینقدر آدم خوبی بود! کلی آبروی انقلاب رو خرید! میرفت خارج اصلا با زنا دست نمیداد! البته یه چندتایی بودن ولی خُب حواسش نبود! بیچاره اینقدر نجیب بود که نگاهشون نمیکرد، واسه همین فکر میکرد مَردن و اشتباهاً دست میداد!! خیلی رئیس جمهور خوبی بود! میگفت دین باید در برابر آزادی بره کنار! جشنای چلچراغ میگرفت و دخترک ها رو نوازش میکرد و بهشون دل گرمی میداد! میرفت آمریکا و حرف از تمدن و فرهنگ آمریکا میزد! میگفت شما خودتون رو با ما مقایسه نکنین! شما خیلی با فرهنگین! خلاصه غیرت ملیش زبان زد خاص و عام بود!!

تازه یه فرودگاه هم به نامت زد! یه افتتاحیه هم واسش گرفت مطابق اندیشه های خودت، فقط یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان ناقابل خرجش شد! آخه اون زمان به جز کلی کارتون خواب ما اصلا فقیر نداشتیم واسه همین هی پول اضافه میومد! البته شما که میدونی، این قشر فقیر جزء انسان ها حساب نمیشن! انسان یعنی روشن فکر! خواص! نخبه!

جاتون خالی انرژی هسته ایمون هم پلمپ شد! آخه امام عزیز شما دلت میاد غربی ها از ما عصباتی بشن؟! دلت میاد آخه؟! خب گناه دارن، دیگه ما هم بخاطر حس انسان دوستانه پلمپش کردیم! به قول خودشون تنش زدایی کردیم!!!! البته فقط خودشم خوب نبودا! کلا دولت و وزیرای خوبی هم داشت! همشون هم طبق اندیشه های خودت! شخصیت هایی مثل مهاجرانی، سروش، کدیور، گنجی و...!

مجلسمون هم انقلابی بود! نمونش فاطمه حقیقت جو! خلاصه امام جونم سرت رو درد نیارم، 8 سال بعدی هم اشرافی گری حاکم بود، ببخشید اصلاحات حاکم بود! حسابی اصلاح شدیم!! بالاخره مگه میشه به این زودی اندیشه هات یادمون بره؟!! اون وزیر دولت این یارو احمدی نژاد بود که میگفت اندیشه های امام دیگه رفت تو موزه! اصلاحات همش مطابق اندیشه های امام بود! توی دوران اصلاحات ما نقض حقوق بشر نمیکردیم! عزت ملیمون زیر سوال نرفت و به پیشرفت های هسته ای و نانو تکنولوژی و فضایی زیادی دست یافتیم! (افعال معکوس)

تازه یادم رفت از 18 تیر و قتل های زنجیره ای و... بگم!! بیخیال! نگم بهتره! آخه نه که تا الان از موفقیت های دولت اصلاحات گفتم، دیگه بی انصافیه اگه از تلخی هاش بگم!

خلاصه گذشت و گذشت و گذشت! شد سال 84، یه آقایی اومد کاندید شد! اسمش محمود بود، محمود احمدی نژاد! حرف از عدالت میزد! آخه مگه 16 سال قبل عدالت توی جامعه نبود؟! پس این همه کاری که گفتم چی بود؟! آره این آقا محمود خیلی دروغ میگفت!

هر چی این اصلاح طلبا میگفتن اگه این رئیس جمهور بشه وسط پیاده رو دیوار میکشه و مرد و زن و جدا میکنه! ولی این محمود الکی میگفت دروغه!! بعدشم تا رای آورد دیوار رو کشید! به جون همون اصلاح طلبا که میگفتن راست میگم! الان وسط تمام پیاده روها دیوار کشیدن!

خلاصه بگذریم از حرفای اون روز، این آقا محمود شد رئیس جمهور! هیچ کاری واسه ما نکرد! نه سهام عدالتی داد! نه هسته ایمون کرد! نه فضاییمون کرد! نه نانوتکنولوژی پیشرفت کرد! خلاصه هیچی! 24 ساعت نشسته بود توی کاخ ریاست جمهوریش! نکرد یه بار به یکی از این استانا سر بزنه مشکلات مردم رو از نزدیک ببینه!

آقای هاشمی رفسنجانی هم همکاری ویژه ای باهاش داشتن! از هیچ کمکی دریغ نمیکردن! فائزه هم همین طور! حتی یه بار آقای هاشمی به این عربا گفته بود که شما نگران نباشین، بعد 6 ماه این دولت ساقط میشه! نه ببخشید، از دهنم در رفت! شایعست! همچین حرفی زده نشد!

خلاصه 4سال ملت این محمود رو تحمل کردن! پیشرفت که نکردیم هیچ، تازه عزتمون هم زیر سوال رفت! توی انتخابات سال 88 شیخ کروبی به یک نمونه از این تخریب عزت ملی اشاره کرد! گفت آقای احمدی نژاد، چرا رفتی زیر تابلوی دول الخلیج العربیه نشستی؟! این یعنی دولت های خلیج عربی! بعد محمود بازم دروغ گفت! گفت شیخ جان، دلبندم، این یعنی دولت های عربی خلیج! البته من میدونم که محمود دروغ گفتا! از وقتی با این مشایی میگرده عربیش ضعیف شده! حالا بعدا مشایی رو بهتون معرفی میکنم! ایشون هم فوق العاده مرد شریفیه!!!

خلاصه امام جونم انتخابات برگزار شد! هرچی این میرحسین و کروبی گفتن جز ما هر کی رای بیاره تقلب شده تو گوششون نرفت!! راستی گفتم میرحسین!! همین آقاهه بود که با 2تای دیگه جام زهر را بهتون نوشاندند! همین آقاهه بود که گفته بود تا آزادسازی قدس عزیز مبارزه ی خود را با رژیم صهیونیستی ادامه خواهیم داد! همون که میگفت حتی اگه مجبور بشه به جنگ رژیم صهیونیستی هم میره! حالا گیر داده بود به محمود که چرا حرف از هولوکاست میزنی؟! خُب این اسرائیلیا ناراحت بشن اون وقت کی خرج ستادا و مراسماشون رو میده؟! انصافا حرفش منطقیه دیگه!

آره خلاصه! این کروبی هم که اون روزا خط امامی بود، حالا هم خط امامیه! میگه خط امام رو دارم که هرکی پول داد بگیرم حتی اگه طرف شهرام جزایری باشه! خلاصه چون خط امامیه پولارو خورد و یه کوکاکولا هم روش! البته من میدونم این اسمش رشوه هست و کروبی هم این کارو نکرده! احمدی نژاد این رو هم دروغ میگفت!

خلاصه این دروغگوهه رای آورد و چون غیر از موسوی و کروبیه قطعا تقلب شده بود! تازه ننجون کروبی هم فهمید که تقلب شده! کشور ریخت به هم! ارتش بی شمار سبز تو خیابونا بودن! هر روز به اندیشه های امام هم نزدیکتر میشدن! یه روز مسجد آتیش زدن! روز بعد نه غزه نه لبنان گفتن! مرگ بر آمریکا و اسرائیل از شعارها حذف شد! مطابق اندیشه های امام جمهوری ایرانی می خواستن نه اسلامی! روزه خواری کردن و... موسوی هم که هی دم از امام میزد فرماندشون بود! از آمریکا و اسرائیل هم اصلا حمایت نشدن! پشتیبان ولایت فقیه هم بودن! حتی شعار میدادن درود بر اصل ولایت فقیه!!!

خلاصه گذشت تا مثل بقیه عزادارا اونا هم روز عاشورا اومدن بیرون! فقط یه لحظه جو گرفتشون و سوت و کف زدن! آره امام جونم، شوخی بسه، حرمت عاشورا و امام حسین (ع) رو هم شکوندن... لشکر یزید رنگ عوض کرده بودن! حالا بعد قرن ها رنگ لشکر یزید سبز شده بود... بعد هشت ماه دیگه همه و همه به ماهیت کثیف و پلید اینها پی بردند... کسانی که دیروز دوستت بودند و امروز دشمنت...

امام جونم فتنه تمام شد، اما فتنه ی دیگری در راه است... می ترسیم دوستان امروزمان هم به دشمنان فردا تبدیل شوند... امام بزرگوار، امیدواریم تفکرات و اندیشه های احمدی نژادمان توسط مشایی های زمان از دست نرود... به قول معروف، احمدی نژاد را آسان بدست نیاوردیم که آسان از دست بدهیم...

اما امام عزیز، ما اهل کوفه نیستیم... ما قدر علی زمانمان را میدانیم... ما اندیشه ها و صحبت هایت را نسل به نسل منتقل خواهیم کرد... به فرزندانمان خواهیم گفت که به فرزندانشان بگویند پشتیبان ولایت فقیه باشند تا به مملکتشان آسیبی نرسد...

امام عزیزم، به قول دوست گلم محمد جواد قنبری، سی سال پیش انقلابت را متهم کردند که داری ایران را به سمت شمشیر و شتر رجعت میدهی، اما امروز همان ها انقلابت را متهم میکنند که می خواهد با فناوری های فوق مدرن هسته ای و نانو و بیو و... امنیت جهان را تهدید کند! فاصله ی بین این دو اتهام تنها سی سال است...

می خوام خودمونی بگم، روح الله جان، تولدت مبارک... انشاالله تولد سال دیگرت را در حکومت امام زمان (عج) جشن بگیریم... حکومتی که قوه قضائیه اش برخورد جدی را با یزیدیان زمان انجام دهد...!

همین مطلب در:

تناظیون          غدیر نیوز


پ.ن1: پر کشیدن عقاب آسیا، ناصر حجازی عزیز به دیار ابدی رو به تمام ایرونیای عزیز تسلیت میگم، یاد و خاطره ی او همیشه در قلب ما خواهد ماند...

پ.ن2: تولد حضرت فاطمة الزهرا (س) و روز زن و مادر رو به تمام بانوان ایران اسلامی تبریک و دست تمام مادرا رو میبوسم... (یاد و خاطره ی مرحوم ننجون کروبی هم گرامی و روزش مبارکباد!)

پ.ن3: خرمشهر را خدا آزاد کرد... خدایا احمدی نژاد رو هم از دست مشایی آزاد کن! یا حق!
[ سه شنبه 1390/03/03 ] [ 12:44 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

www.din-siasat.blogfa.com

اخراجی ها ۳ قبل از اکران:

میرحسین موسوی: این مهندس اکبر دباغ با خانومش چقدر شبیه من و خانوممه!! چه تفاهمی داریما!! فقط کاش به جای رنگ آبی سبز میستن!!

مهدی هاشمی: این حاجی گرینف هم کم شبیه بابای ما نیستا!! پسرشم که عین خودمه!! خوب از آقا زادگیش استفاده میکنه!!!

جنبش سبز: ای بابا! عقل هم خوب چیزیه ها!! خوب عزیز من اینا خود شماهایین دیگه، ولی به قول شامپو صحت فقط بسته بندیتون عوض شده!!

جلبک های خارج نشین گرد هم آمدند:

اخراجی ها ۳ مردم رو یاد شهدا و جانبازان میندازه، نباید دیده بشه...

اخراجی ها ۳ ماهیت ما رو نشون میده! نباید دیده بشه...

اخراجی ها ۳ ... نباید دیده بشه...!

به جاش فیلم اصغر جونمون رو میبینیم! این دولت احمدی نژاد نکرد به این فیلم جدایی نادر از سیمین مجوز نده تا ما یه سوژه گیرمون بیاد و بگیم تو ایران آزادی نیست و از این حرفا... ولی حالا که مجوز داد و آزادی هم هست اشکالی نداره، همه جا می پیچونیم فیلم اصغر جون ضد نظامه... فیلم برا ما سبزاست...

ناگهان دستوری از آن سوی مرزها رسید:

ای بابا، پس این فیس بوک لعنتی و بالاترین و این همه بودجه که واسه سایت های سبز گذاشتیم چه غلطی میکنن؟! همه جا رو پر کنین! اخراجی ها ۳ رو تحریم می کنیم... به دلیل توهین به موسوی اخراجی ها ۳ نمیبینیم! فیلم یک اطلاعاتی را نمی بینیم! دهنمکی سواد فیلم سازی نداره، ما باسوادا فیلم یه بی سواد رو نمی بینیم!! دهنمکی امله، ما روشنفکرا فیلم یه امل رو نمی بینیم...

همه میریم فیلم روشنفکرانه کارگردان جنبشیمون جناب آقای اصغر فرهادی باسواد، فیلمساز برتر جهان رو میبینیم!!!

سوالی در ذهن مردم و برخی سبزهای منطقی پیچید... ای بابا، مگه ما نمی گفتیم هنر برای هنر؟! مگه ما نمی گفتیم هنر باید از سیاست جدا بشه؟! مگه ما نمی گفتیم... پس این جریان تحریم چیه؟!!

... و بالاخره اخراجی ها ۳ و جدایی نادر از سیمین اکران شدند...

گزارش ها نشان از حضور میلیونی مردم در صف های سینما را میدهد!!

روز اول اکران، جنبش سبز: اگر فیلم اخراجی ها ۳ بیشتر فروش بره حتما تقلب شده!!

میرحسین موسوی: بر اساس آمار و اطلاعاتی که ما داریم، برنده قطعی با فروش بسیار بالا فیلم جدایی نادر از سیمین می باشد!! بنده از بلیط هاتون با تمام قوت صیانت خواهم کرد!

یک هفته بعد، آمار اولیه اعلام شد...

آمارها نشان از این است که فیلم اخراجی ها ۳ دارد به فروش دو میلیاردی میرسد در حالیکه جدایی نادر از سیمین زیر ۶۰۰ میلیون فروش داشته است...

مصاحبه زهرا رهنورد با بی بی سی: ببینین، مثلا آذربایجان ها و ترک زبان ها هیچ وقت فیلم فرزند خودشون رو نمیگذارن و برن اخراجی ها ۳ ببینن که! یا لرستان که خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم، جدایی نادر از سیمین رو نمیگذارن که برن اخراجی ها ۳ نگاه کنن! این دوتا برا ما ملاک اینه که باقی موارد هم شبیه همینه و قطعا تقلب شده!

کروبی: به کسانی که رفتن جدایی نادر از سیمین ببینن تجاوز شده!!

ننجون کروبی: ببینین من هم از توی قبر دارم فروش بیشتر جدایی نادر از سیمین رو میفهمم!!

میرحسین موسوی: بار دیگر مردم خداجوی به سینماها آمدند و از فیلم جدایی نادر از سیمین چیز کردند!

جنبش سبز: نه اینجوری نمیشه! اینا دارن تقلب میکنن!! اصغر جون فرهادی، بلیط ما رو پس بگیر!!

جلبک های خارج نشین: چیز کنین! اغتشاش کنین! بریزین سینماها رو به آتش بکشین!! نه نه نه! فایده نداره، باز دوباره اراذلی رو که استخدام کردیم و میگیرن و آبرومون میره! یه راه بهتر، فیلم اخراجی ها ۳ رو قاچاق کنین! آره، همین درسته!! قاچاقش کنین! به نفع مردم هم هست!! نمی خوان اینقدر پول بدن برن سینما!! قاچااااااقش کنیــــن!!! رای ما، یک کلام * قاچاق بشه والسلام!!

خبرگزاری ها: نسخه قاچاقی فیلم اخراجی ها ۳ به بازار آمد... سبزها قاچاقچی شدند...!

فائزه هاشمی در حین خریدن نسخه قاچاق اخراجی ها ۳: من می خواستم برم ساندویچی که سر راه دیدم بساط پهنه، دیگه گفتم بگیرم بریم شب با بابا اینا ببینیم! واسه مهدی هم ایمیل کنم لندن بعد اینکه از دانشگاه آکسفوردش اومد نگاه کنه!!

و در عرض یک چشم به هم زدن نسخه ی دانلود فیلم اخراجی ها ۳ در سایت های جلبکی انتشار یافت...

معلولین و جانبازان و مردم انقلابی در اعتراض به قاچاق فیلم مسعود دهنمکی به سینماها رفتند... جای شعار مرگ بر قاچاقچی خالی بود!!!

...و اکنون یک ماه از اکران دو فیلم میگذرد و آمار به این ترتیب است:

اخراجی ها ۳: ۴ میلیارد و ۵۴۰ میلیون تومان و جدایی نادر از سیمین: ۲ میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان

و شاید هر سبزی دیگری هم جای تهمینه میلانی بود مردم ایران را عقده ای می دانست!!

خب معلومه که عقده این، وقتی با تهمینه میلانی و دار و دستش و جنبش سبز نیستن یعنی عقده این دیگه!! اینه ادبیات روشنفکرانه آنها!!

... و شکستی دیگر در کارنامه جنبش سبز رقم خورد... به طوری که بی بی سی هم به غلط کردن افتاد که عجب غلطی کردیم رفراندوم گذاشتیما!! دوباره این مردم (همون لباس شخصی ها و ساندیس خورا و نیروهای حکومتی و جیره خورا و بسیجی ها و...) پدرِ پدر سوخته مان را در آوردند!! راستی، این نکته هم فراموش نشه که هر کی میرفت اخراجی ها ۳ میدید بهش ساندیس میدادن ولی هر کی میرفت جدایی نادر از سیمین رو میدید بهش باتوم!! واسه همین انقلابیون جنبش میترسیدن که نرفتن!! وگرنه در بیشماری آنها هیچ شکی نیست...!!!

بازتاب این مطلب در: رجانیوز

[ سه شنبه 1390/02/06 ] [ 21:39 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

روزی که توی مسابقه وبلاگ نویسی دانشجویی از حماسه تا حماسه شرکت کردم، امید چندانی به برنده شدن نداشتم، فقط خواستم خودم رو بین افسران جنگ نرم محکی بزنم، تا اینکه روزها گذشت و 10 نفر برگزیده اعلام شدند.

قبل از اعلام نتایج وبلاگهای برگزیده با من تماسی گرفتند و خبر دادند که وبلاگم جزء 10 نفر هست و ازم خواستند که برای برگزاری مراسم اختتامیه و دریافت جوایز به دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین برم.

خیلی خوشحال شدم که در بین این همه وبلاگهای مبارزه با فتنه من هم جزء برگزیدگان شدم.

خلاصه آماده ی رفتن به قزوین شدم، آخرین بلیط اصفهان به قزوین ساعت 10 شب بود، بلیط رو گرفتم و آماده ی رفتن شدم. اندکی مانده بود به ساعت 5 صبح روز سه شنبه، دهم اسفند که با صدای راننده متوجه شدم که به قزوین رسیدیم!

برف شدیدی در حال باریدن بود، از سرما بدنم خشک شده بود، سریع خودم رو به داخل ترمینال رسوندم و تا نیم ساعت فقط میلرزیدم تا بدنم از خشکی در اومد!! هوا واقعا سرد بود...

نمازم رو خوندم، یک ساعتی خوابیدم و ساعت 7 صبح روانه ی محل برگزاری مراسم شدم.

هنوز ساعت 8 نشده بود که جلوی در دانشگاه بودم، دانشگاه بزرگ و خیلی زیبایی بود، از اون دانشگاهها بود که آدم دوست داشت در اون تحصیل کنه! بالاخره با پرسیدن از این و اون خودم رو به قسمت امور دانشجویی و معاونت فرهنگیش رسوندم که مسئول اونجا چهره ی من رو از روی عکسی که در وبلاگم گذاشته بودم شناخت و استقبال گرمی کرد. کمی خوش و بش کردیم و از اونجا که مراسم ساعت 2 بعد از ظهر قرار بود شروع بشه رفتم سمت مسجد دانشگاه تا در اونجا اندکی استراحت کنم.

ساعت 12 ظهر از خواب پا شدم، رفتم که وضو بگیرم و برای نماز ظهر آماده بشم، هنوز برف با همان شدت در حال باریدن بود، خلاصه نماز ظهرمون رو هم به جماعت خوندیم و یه گشتی توی دانشگاه زدیم و ناهار رو هم خوردیم و به سمت سالن آمفی تئاتر دانشکده علوم انسانی رفتیم، چیزی دیگه به شروع مراسم نمونده بود.

روی دیوارهای درب ورودی سالن آمفی تئاتر عکس های بزرگی از وبلاگ های برگزیده زده شده بود، خلاصه تا شروع مراسم برای اولین بار از روی دیوار مطالب وبلاگها رو خوندم!!

خلاصه به سالن رفتیم و مراسم با اندکی تاخیر شروع شد، از سخنرانی بسیار زیبای دکتر پرویز امینی نویسنده کتاب جامعه شناسی 22 خرداد بسیار استفاده کردیم، نوبت به شاعر حماسی استان قزوین، آقای امیر عاملی رسید که با شعرهایشان و نحوه خواندن آنها واقعا به آدم انرژی زیادی منتقل میکرد و بالاخره بخش آخر رسید و از نفرات برگزیده با تندیس و لوح تقدیر و جوایزی از آنها تقدیر شد.

www.din-siasat.blogfa.com 

و مراسم به پایان رسید، با یکی از دوستان هم رزم خود یعنی آقای علی جعفری نویسنده وبلاگ چراغ دل آشنا شدم و کلید دوستی ما زده شد، هم چنین از دیدن آقای قنبری نویسنده وبلاگ واژگون بسیار خوشحال شدم، همیشه از خوندن مطالب وبلاگشون لذت میبردم، ایشون نفر اول شدن و واقعا هم حقشون بود.

... و ساعاتی بعد از قزوین به تهران و سپس از تهران به اصفهان برگشتم. اما با یک روحیه و عزم بسیار جدی تر و بالاتر، و این عزم و روحیه جدید رو مدیون عوامل برگزاری این مسابقه هستم و دست همشون رو از همین جا می بوسم که به فکر کسانی هستند که بی هیچ منت و توقعی به دفاع از ارزش های اسلام و این نظام اسلامی می پردازند و در این جنگ نرم با بصیرت و روشنگری خود جلوی دشمنان این نظام و انقلاب ایستاده اند...

امروز من تندیسم رو بالای میز کامپیوترم گذاشته ام، تا مبادا روزی برسد که من هم خدایی نکرده در فتنه های بعدی جزء کسانی باشم که با لجبازی دل ضد انقلابیون و خارج نشین ها رو خوش کنم، تا مبادا روزی برسد که پشت نظام و رهبرم رو خالی کنم، تا مبادا روزی برسد که حرف از امام بزنم ولی با اندیشه های امام هیچ تشابهی نداشته باشم، تا مبادا روزی برسد که حرف از حقوق بشر بزنم و علیه دشمنان حقوق بشر موضعی نگیرم و نه غزه نه لبنان بگویم، تا مبادا...

بار دیگر از تمامی برگزارکنندگان این مسابقه نهایت تشکر رو دارم، اجرتون با امام حسین (ع)


پ.ن ۱: اطلاعیه جنبش سبز پیش از تجمع 25 بهمن: شرف نداریم اگر 25 بهمن نظام را ساقط نکنیم!

اطلاعیه جدید آنها، پس از تجمع: نظام از این به بعد مراقب خودش باشد، ما یک مشت بی شرفیم...!!


پ.ن ۲: به تمام فتنه گران و کسانی که معتقدند صانع ژاله شهید جنبش سبز هست و کسانی که باورکرده اند که شخص مصاحبه کننده با رسانه دروغگوی صدای آمریکا و رسانه ای که حامی عبدالمالک ریگی بوده، همان برادر شهید صانع ژاله بود توصیه می شود، نامه سرگشاده خانواده شهید صانع ژاله خطاب به ملت ایران  را بخوانند.

هر چند معتقدم که اگر خود شهید هم زنده شود و بگوید که بسیجی و ولایتمدار بوده باز این گروه ضدانقلاب خواهند گفت: خود نظام او را زنده کرده تا شهادت دهد! یا می گویند به او قرص داده اند! شاید هم بگویند او از لباس شخصی ها دستور میگیرد! یا از اینجور چرندها که زیاد شنیدیم... یا حق

[ پنجشنبه 1389/12/12 ] [ 19:55 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

سلام، یه مدتی هست که حرف از جنگ نرم و تاکتیک جدید دشمنه

تاکتیکی که خود دشمن اعتراف کرده ولی وطن فروشای ایرانی اون رو کلک جدید جمهوری اسلامی خواندند!!

اونا که قبول ندارن که تاکتیک جدید دشمن جنگ نرمه حتما سخنرانی آژاکس 2 رو که دکتر حسن عباسی توی اصفهان داشتند رو تهیه یا دانلود کنند تا به جنگی که مدتیه شروع شده مطمئن بشن و به جای اینکه برن تو رکاب دشمن باهاش مبارزه کنن...

بدون شک شبکه ی خبری بی بی سی فارسی و فارسی1 تحول بزرگی در شبکه های سیاسی و به ظاهر غیر سیاسی فارسی زبان بوجود آوردند.

2شبکه ای که یکی از جانب انگلیس و بهائیت و مالک دیگری هم یک یهودی است، من موندم که از کی تا حالا یه یهودی اسرائیلی دلش واسه تفریح ایرانیا سوخته و واسشون شبکه فارسی1 راه انداخته!

از این حرفا که بگذریم شبکه های ایرانی دیگری هم هستند که شدند دنباله رو هدف های دشمن، شبکه هایی که به ظاهر غیر سیاسی اند اما در بین کلماتشان و خصوصا قبل از انتخابات های ایران چهره ی واقعی خودشون رو نشون میدن...

یکی از این شبکه ها که تازه هم پا به این عرصه گذاشته منوتو هست که اکثرا از اون به عنوان شبکه ی گوگوش (امام جدید جنبش سبزیا) یاد میکنند.

این شبکه با برنامه های گوناگون خود از جمله بفرمایید شام، دکتر کپی، اتاق خبر و... همواره عقده های خود را از نظام جمهوری اسلامی و ماهیت اصلی شون رو در لا به لای حرفها و معمولا به صورت طنز و خنده عنوان کرده، در این پست منم می خوام مثل خودشون با زبان طنز ماهیت یکی از برنامه هاشون رو بیان کنم.

بفرمایید شام، یکی از برنامه های شبکه ی manoto1 هست که در اون هر هفته 4نفر و هر شب خونه ی یکی از شرکت کنندگان به دست پخت هر نفر امتیاز داده و در شب آخر بهترین دست پخت برنده ی 1000پوند پول نقد میشه، به ظاهر یک مسابقه ی ساده هست اما ماهیت و حرفهایی که توی این برنامه زده میشه چیزی جز تخریب ارزش های ایرانی اسلامی نداره...

مثلا برنامه ای که شرکت کننده ای به نام خانوم وین با چهره ی بزک کرده و لباس نیمه لختش حرف از گوش دادن به قرآن میزنه و میگه که دوست دارم حجاب داشته باشم اما هنوز قانع نشدم که حجاب باید داشته باشیم! خوب خانوم وین شما اگه به جای آشپزی کردن و روزی 10ساعت آرایش کردن یه جستجوی 10دقیقه ای توی اینترنت میکردی تموم آیات و احادیث درباره ی حجاب قانعت میکرد، نمیکرد؟!

یا وقتی که شام سر میز آورده میشه و یکی از شرکت کننده ها می پرسه این گوشتش حلاله؟! و پشت بندش شراب می نوشه! به قول معروف موی دم اسبیتو باور کنم یا قسم حضرت عباستو؟!

بگذریم، توی این پست یه مسابقه بفرمایید شام راه انداختم با 4شرکت کننده:

www.din-siasat.blogfa.com

manoto1،voa ، bbc و ملت ایران

شب اول مسابقه به خونه ی manoto1 میریم تا ببینیم چی واسه مهموناش درست کرده!

manoto1 گفته می خوام یه آشی واسه ملت ایران بپزم که voa و bbc و تموم دشمنا حال کنن!

اینم لیست غذای manoto1:

پیش غذا: آش تهاجم فرهنگ غربی!

غذا: چلو گوشت حلال اسلامی با مشروب!

دسر: بستنی ایرانی با 18 درصد الکل!

شب دوم به خونه ی voa رفتیم، voa که چندین ساله داره آش واسه ایران می پزه و همیشه هم خراب میکنه امید چندان زیادی واسه برنده شدن نداره

اینم از لیست غذای voa:

پیش غذا: سالاد آمریکایی با سس آزادی!

غذا: سکولار پلو!

دسر: ساندیس اسرائیلی درجه یک!

شب سوم مسابقه نوبت به bbc رسید، bbc از اون زمان که تو خونه ی نقلی رادیوییش بود تا جدیدا که رفته تو خونه ی جدید تلویزیونی بی بی سی فارسیش، آش های زیادی واسه ملت ایران پخته ولی اینقدر مواد افزودنی دروغ تو آش هاش میریزه که ملت ایران حالش از بی بی سی و آش هایی که میپزه به هم میخوره!

لیست غذای بی بی سی از این قراره:

پیش غذا: سوپ انگلیسی حقوق بشر!

غذا: پلو بهایی با خورشت دروغ!

دسر: دسر انگلیسی اسرائیلی آمریکایی تحریم!

و بالاخره شب آخر فرا رسید و اومدیم خونه ی ملت ایران! ملت ایران که نزدیک به سی و دو ساله دست رد به آش های بیگانه زده امشب می خواد ترکیبی از آش های تکراری به خورد دشمناش بده و مانند سی و دو سال گذشته امید زیادی برای برنده شدن داره

این هم از لیست غذای ملت ایران:

پیش غذا: شیرینی 22 بهمن 57 !

غذا: پس گردنی 22 خرداد 88 !

دسر: تو دهنی 9 دی !

و اینجوری شد که شب آخر هم به پایان رسید و موقع اعلام برنده شد!

از اونجا که در 22خرداد 88 به این نتیجه رسیدیم که 3<1 هست در نتیجه:

manoto1، voa، bbc < ملت ایران

بله، در این مسابقه هم ملت ایران پیروز شد اما سه شرکت کننده ی دیگر با اعلام تقلب گسترده نتیجه ی مسابقه را نپذیرفتند!

دلیل bbc این بود که چون بهایی و دروغگو هستند پس تمام بهایی ها و دروغگوها هم به او رای دادن!

voa اعلام کرد که چون آمریکایی هست و آمریکا هم نوکر اسرائیل هست، پس هیچ وقت آمریکایی ها فرزند خودشون رو کنار نمیزارن و بیان به ملت ایران رای بدن! یا مثلا اسرائیلیا هیچ وقت نوکر خودشون رو ول نمیکنن بیان به ملت ایران رای بدن!

manoto1 هم گفت چون ما همگی مشروب خوریم پس تمام شراب خوران عالم هم به ما رای دادن!

با این وجود باید منتظر 9دی دیگری باشیم تا ملت ایران لباس شخصی شان را بپوشند و به صحنه بیان!

مسابقه ی بفرمایید شام این هفته هم تموم شد و اینم تیتراژ پایانی:

خوب دیگه می خوایم بترکونیما! یعنی 22بهمن کسی نو خونه نباید بشینه!

یک ساعت این پست رو خوندین چشا خسته شده حالا خستگیا 22بهمن باید بیفته تو دهن!

بریم! جونوم! آهاااااااا... سه دو یک چار !

هر هفته داریم چهار نفر شرکت کننده

سر تخریب ارزش های ایران بگیر و ببنده

یکی شراب می خواد بعدش بگه سلامتی بنده!

وقتی گوشت حلال با شراب دادن زدم زیر خنده!

چلو اسرائیلی با کباب آمریکا پُرسی چنده؟!

از این چهار نفر بازم میشه ایران برنده

ساندیس ایران رو میدم هر کی بیاد وبلاگ بنده

حالا فرهادم هست که گیر بده! شرمنده!

طرفدار داره میلیونی این نظام ایران

ایول الله داره کارش درست ملت ایران

اون ور آب نشستی و میگی تموم شد کار ایران

به کوری چشمتون سرباز رهبریم از مشهد تا ایلام

بهایی، بفرمایید شام! دروغگو، بفرمایید شام! آمریکایی، بفرمایید شام! اسرائیلی، بفرمایید شام! مزدور، بفرمایید شام! جلبک، بفرمایید شام! وطن فروش، بفرمایید شام!...

هَی وای من! هَی وای من!

نقشه نکش واسه ایران من...


پ.ن۱: جا داره یه عذرخواهی از تمام بینندگان وبلاگ بکنم، یه مدتی به خاطر گرفتاری زیاد و نداشتن اینترنت و امتحانای دانشگاه نتونستم پست جدید بزارم و نطرات رو پاسخ بدم و تایید کنم، تمومی نظرات پاسخ داده شدن و تایید شدن، بازم معذرت می خوام

پ.ن۲: انشاالله در پست بعدی با یه مطلب ویژه درباره ی خاور میانه ی جدید اسلامی میام، به همتون پیشنهاد میکنم مستند ظهور رو تهیه کرده و توی این روزا که داره تغییر و تحولات جدیدی اتفاق میفته ببینین، این خواهش من از همتونه که به عنوان یه منتظر واقعی امام زمان (عج) حتما این سریال رو تهیه کنید و ببینید تا از دجال زمان و علائم ظهور که امروزه آشکار شده مطلع بشین... خدارو شکر این سریال ظهور رو هم ایرانیا و بسیجیا نساختن که یه عده بگن دروغه! بلکه مسلمونای عزیز آمریکا ساختن تا با مدرک، دجال زمان و اهدافش رو به تصویر بکشن... یا حق

[ یکشنبه 1389/11/10 ] [ 21:56 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

ای حماسه آفرین ۹دی!

ای لباس شخصی ۱۳آبان و ۱۶آذر و ۲۲بهمن و...!

ای مزدور جیره خور به جرم حمایت از وطنت!

ای ساندیس خور به جرم اعتراض به حرمت شکنان دینت!

ای کسی که توانستی جلوی به قول خودشون بی شمار آدم رو بگیری!

ای سرباز علمی جمهوری اسلامی!

ای فدایی ایران!

ای حامی واقعی حقوق بشر که فریاد هم غزه هم لبنان سر میدهی!

ای واکسن میکروب سیاسی!

ای دانشجو!

روزت مبارک!

روزی که هم وطنت را دشمنان این مرز و بوم کشتند و امروز همان دشمنان به اسم آزادی حامی تو شدند و تو به جرم بیداری لقب مزدور و جیره خور و لباس شخصی و ساندیس خور گرفتی!

ای دانشجوی ایرانی... روزت بدون هیچ ساندیسی مبارک...!


پ.ن۱: ترور استاد شهریاری نشانی دیگر از عزت ایران و خواری دشمنان این مرز و بوم بود...

استاد عزیز، شهادتت مبارک... راهت را با قوت ادامه خواهیم داد...

پ.ن۲: از تمام دوستان و بازدیدکنندگان وبلاگ بابت این یک ماهی که نبودم معذرت می خوام، به زودی تمامی نظرات پاسخ داده شده و تایید خواهند شد... بازم ببخشید! یا حق

[ چهارشنبه 1389/09/17 ] [ 18:42 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

بازم استقبال های پرشور و بی نظیر...

بعد از اینکه رئیس جمهور به لبنان رفت و از ایران و عرب و اروپا و آمریکا و برو تا خود اسرائیل از استقبال بی تظیر از رئیس جمهور گفتن... و بعد از اینکه مخالفا و دشمنا دیگه نتونستن بگن لبنانی ها لباس شخصی بودن و با اتوبوس آورده بودنشون اونم واسه کیک و ساندیس!!

این بار استقبال کم نظیری دیگر اما در داخل خود ایران و در یه شهر خاص چشم دشمنا رو باری دیگر ترکوند...! به قول بر و بچه های رجانیوز، اردبیلی ها با مردم لبنان برای ثبت یک استقبال به یاد ماندنی به رقابت پرداختند...

رئیس جمهور محبوب و مردمی کشورمون امروز در دور سوم سفرهای استانی خود به اردبیل رفت، شهر مردمان غیور، شهر آذری زبان ها...

www.din-siasat.blogfa.com

همون شهری که زهرا خانوم رهنورد وقتی خواست از مدارک و دلایل تقلب بگه، عنوان کرد که هیچ وقت آذری ها نمیان فرزند خودشون رو ول کنن و به یه غریبه رای بدن!! همچنین لرها نمیان داماد خودشون رو ول کنن و طرفدار یه غریبه بشن!! زهرا خانوم کجایی که ببینی چه ترک و چه لر فرزند یا دامادی مثل میرحسین موسوی رو مایه ننگ خودشون میدونن و خوب میدونن که فرزندشون، فرزند انقلابه... فرزندشون یه وطن پرسته انقلابیه نه یه وطن فروش خائن...

www.din-siasat.blogfa.com

زهرا خانوم احتمالا نمی خوای بگی که با اتوبوس اومدن یا لباس شخصی بودن یا اومدن کیک و ساندیس بخورن؟!! آخه اینقدر از غیور بودن آذری ها گفتی که بعید میدونم حتی بیان کیک و ساندیس احمدی نژاد رو بخورن!! حتی سوار اتوبوس های احمدی نژاد هم نمیشن! آخه فرزندشون میرحسینه!! پس اینا از کجا اومدن زهرا خانوم؟؟!!

www.din-siasat.blogfa.com

نه خیر شما جوابمو نمیدی... از میرحسین می پرسم، آخه هم فرزندشونه هم دست به بیانیه اش خوبه...! آقا میرحسین، میشه یه بیانیه بدی و بگی این همه مردم که توی اردبیل از رئیس جمهور استقبال کردن کجایی بودن؟!! از کجا اومده بودن؟؟! واسه چی اومده بودن؟؟! چرا احمدی نژاد میگفتن؟؟! چرا واسش دست میزدن؟؟! چرا بهش خوش آمدید میگفتن؟؟ چرا... نه همین چند تا چرا رو جواب بدی ممنون میشم... منتظر بیانیه ی جدیدت و جواب سوالاتم هستما... مواظب خودت باش عزیز دل سبزها... چون میگی هنوز خط امامی هستی پس با اجازت میگم مرگ بر منافق... یه وقت به خودت نگیریا...! با منافق بودم، شما که خط امامی هستی!!!!! یا حق...


پ.ن: آخه چقدر باید به خودمون افتخار کنیم و ببالیم و یه سری چشماشون رو ببندن و سیاه نمایی کنن...؟! دکتر امروز دیگه کسی به حرفات نمی خنده... آخه دیگه به همه اثبات کردی و همه فهمیدن که امروز ایران عزیزترینه... امروز همه دیدن که روزنامه های خارجی توی تیتر اولشون خبر از حقارت اسرائیل و افتخار و اقتدار ایران میدن... امروز همه میدونن که ما عزت داریم... و همه می دانیم که ما می توانیم...

[ دوشنبه 1389/07/26 ] [ 1:2 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

با سلام و عرض ادب خدمت تمام سبزهای بی شمار...!

می خوام توی پست امروزم یه اعترافی بکنم، من بالاخره پی بردم که واقعا میرحسین موسوی بی شمار طرفدار داره!! چیه چرا می خندین؟!!  منم تا دیروز می خندیدم ولی وقتی که یه عکسی رو دیدم مطمئن شدم که این سبزای ما همچین دروغم نمی گفتن و توی توهم هم نبودن! بلکه واقعا بی شمارن!!!

.:: شما کافیه به عکس زیر نگاه کنید تا به بی شمار بودن سبزا پی ببرین ::.

www.din-siasat.blogfa.com

دیدین؟؟! باورتون شد؟!! حالا فهمیدین چقدر سبزا زیادن؟!!

حالا با دیدن عکس بالا و پی بردن به بی شماری سبزهای عزیز، لطفا برای سوال زیر گزینه ی درست را انتخاب کنید:

سوال: طرفداران موسوی ..... هستند.

گزینه ۱: طرفداران موسوی بی شمار هستند.

گزینه ۲: طرفداران موسوی انسان هستند.

گزینه ۳: طرفداران موسوی شامپانزه هستند.

گزینه ۴: طرفداران موسوی پنگوئن هستند.

برای فهمیدن گزینه ی صحیح کافی است نگاهی به عکس زیر بیندازید:

www.din-siasat.blogfa.com

بله... گزینه ی ۴ صحیح می باشد، طرفداران موسوی پنگوئن هستند!

فقط در یک جمله: ماشاالله به این فتوشاپ...!

واقعا اگه این فتوشاپ نبود ما چه جوری به بی شمار بودن سبزها پی مبردیم؟!!

اینجاست که شاعر سبزمون میگه: ببین چه بی شماریم! * با پنگوئن می آییم!!

[ شنبه 1389/07/17 ] [ 21:25 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

پس از حضور روزه خواران سبز اسرائیلی در راهپیمایی روز قدس پارسال و شکست آنها، امسال هم سبزها از مدتها قبل برای جبران شکست در ۹دی و ۲۲بهمن و اینکه دوباره اعلام وجود کنند، از روزها قبل از روز قدس امسال برای حضور بی شمار خود تبلیغات فراوانی کردند.

اما... بالاخره روز قدس فرا رسید، متوهمان سبز که حضور خود در روز قدس امسال را بی شمار می خواندند، به یکباره با بی شمار چماقدار و ساندیس خور مواجه شدند! آنها که به هوای ساندیس، امسال آب معدنی کمتری با خود آورده بودند، پس از نیافتن ساندیس با خوردن نوشابه ها ی اسرائیلی کوکاکولا و پپسی روزه ی کله چیزی خود را شکستند! از شوخی گذشته، سبزهای بی شمار دیروز کجا بودند؟؟!آنهایی که خود را بی شمار می خواندن کجا جمع شده بودند؟! آیا بی شمار انسان قابل دیدن نیست؟! آری... ایرانیان ایران اسلامی حماسه ای دیگر آفریدند... القدس لنا...

اما، به دنبال شکست سنگین سبزها، دیروز چیزحسین موسوی شعری سرود و به ایمیل شجریان جونش فرستاد تا او شعرش را بنوازد! این شعر برای یادآوری خاطرات روز قدس سال گذشته سروده شده که از قضا واقیت هم دارد و از زبان یکی ازجلبک ها برای وی نقل شده است. متن این شعر در زیر آمده است:

پارسال تابستون دسته جمعی رفته بودیم اغتشاش

برگشتنه یه جلبک سبز بود که با عشوه هاش

هم لشگر ما شده بود همراهمون میومد

به دست و پام افتاده بود اسرائیل و نوچه هاش

میگفت برو... بهش بگو...

آخه وطن فروشم، میگفت بگو...

راز دلم رو گفتم، اینو جواب شنفتم:

جلبک چقدر نادونی، اومدی اغتشاش یا که چشم چرونی؟!!

گفتم به اون اغتشاشی که رفته ام

قسم به اون روزه خواری که کرده ام

قسم به این مچ بند سبز که بسته ام

بعد اسرائیل من تو رو می پرستم...

شعار سبزها رو گفتم، ۹دی جواب شنفتم...

شعار سبزها رو گفتم، ۹دی جواب شنفتم...

www.din-siasat.blogfa.com


پ.ن: جدید ترین بیانیه میرحسین موسوی به مناسبت ماه رمضان:

این چه دولتیه ما داریم؟! زمان خاتمی ساعت ۵ افطار بود الان باید تا ۸ گشنگی بکشیم! من ار لاغری شبیه چیز شدم! بنده برای معده ی مردم احساس خطر میکنم! مردم، در صحنه که حاضر نشدید! حداقل به خاطر معده هاتون روزه نگیرین!

[ شنبه 1389/06/13 ] [ 16:45 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

شیخ اصلاحات بالاخره مدرک آورد...

شیخ مهدی کروبی که از افتخاراتش میتوان به بودن جزء سران فتنه اشاره نمود، پس از گذشت بیش از یکسال پر نشیب و نشیب! بالاخره مدرک آورد...

این شیخ بزرگ که روزهای سختی را گذرانده است اینبار با مدرک آمد.

از روزهای سخت شیخ مهدی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

رسانه ای شدن سیصد میلیونی که از جزایری گرفته بود

از بین 4 کاندیدای انتخابات پنجم شدن

عضو فعال سران فتنه

بودن بین حرمت شکنان روز قدس

اعتراض مردمی از حضورش در نمایشگاه مطبوعات و در رفتن

اعتراض مردم قزوین از حضورش در این شهر

اعتراض مردمی از حضورش در مراسم ترحیم یکی از آشنایانش

در نامه ای به جای انا لله و انا الیه راجعون نوشت انا لله و انا الیه الـراجعون! (که ما رو یاد دول الخلیخ العربیه انداخت و نشون داد که کلا نمره ی عربیش زیر صفره!)

دفاع از حرمت شکنان روز عاشورا

عنوان کردن ادعای تجاوز

و ...

اما این بار با دست پر به میدان آمد

او که پیش از این عنوان کرده بود دیگر سر قبر پدرش هم نمی تواند برود، از این پس دیگر سراغ ننه جونش هم نمی تواند برود!

او اینبار عنوان کرد که به خودش تجاوز شده! و برای این حرفش هم مدرک آورد

www.din-siasat.blogfa.com

همان طور که در عکس بالا می بینید به او در ملا عام توسط عده ای چماقدار و ساندیس خور تجاوز شده است!

او از این کاری که با او شده به شدت افسردگی روحی و روانی گرفته است و از جنبش سبز خواسته برای دفاع از او در روز قدس حضور یافته و از او حمایت کنند.

او هم چنین قصد دارد طی سفری به آمریکا و انگلیس رفته و در شبکه های صدای آمریکا و بی بی سی، تجاوزی که صورت گرفته را به طور کامل تعریف کند.

او هم چنین این تجاوز را نتیجه ی تحریم های اقتصادی علیه ایران عنوان کرد!


پ.ن: منتشر کننده خبر ترانه موسوی پس از یک سال درخارج از کشور عنوان کرد:

خبرم از اساس دروغ بوده است! برای دیدن متن کامل خبر کلیک کنید

[ سه شنبه 1389/06/02 ] [ 18:1 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

شبکه ی تلویزیونی میرحسین (MirHosein TV Network) تصمیم به پخش سریالی تحت عنوان فاصله ها به نویسندگی و کارگردانی جرج سوروس (بنیانگذار انقلاب مخملی) گرفته است. تهیه کننده های این فیلم سازمان های خبری بی بی سی فارسی و صدای آمریکا (VOA) می باشند.

بازیگران این سریال عبارتند از: محمد خاتمی، شیخ مهدی کروبی، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و با حضور خاندان هاشمی رفسنجانی و سایر بازیگران سبز

داستان این سریال درباره ی فاصله ای است که بین جنبش سبز (جنبش اشرافیت) و نظام و مردم ایران افتاده است. میرحسین که انسان ساده ای است در زمان انتخابات عاشق زهرا می شود اما وقتی که از محمود می بازد تصمیم به اغتشاش می گیرد. سعید که از پدرش 10میلیون قرض گرفته و به ساسان داده، برای برگرداندن پول به پدرش چون ضامن نداشته موفق به گرفتن وام نمی شود، از این رو تحت مصاحبه ای با سایت های سبز به دولت و نظام بانکی انتقاد میکند. سعید که از سیصد میلیون کروبی باخبر میشود برای گرفتن 10میلیون قرض نزد کروبی می رود که شیخ در جواب می گوید من فقط دست بگیر دارم و دست بده ندارم، چرا که من دست نوشته از امام دارم که فقط بگیر و خرج کن، در همین حین وقتی که جنبش سبز می فهمد محسن خبری دیگر از لیلا ندارد به او می گوید که او در اغتشاشات توسط بسیجیان شهید شده و برای او مجلس ختم و هفته با حضور سران جنبش می گیرند و اسم او را در پروژه 72شهید وارد می کنند اما مدتی بعد محسن توسط پسرش سعید، لیلا را می بیند و به زنده بودن لیلا پی می برد. در همین حین پدر بیتا در زندان دست به اعتصاب غذا می زند و این خبر می شود سرتیتر خبرگزاری های جنبش سبز. پدر محسن برای تحقیق درباره ی اینکه پدر بیتا برای چه به زندان افتاده نزد کروبی می رود که کروبی ماجرا را اینگونه تعریف می کند: پدر بیتا با یک بسیجی آشنا می شود و آن بسیجی پس از مست شدن قصد تجاوز به بیتا را داشته و پدر باغیرت بیتا که سبز هم بوده او را با ضربه ی چاقو می کشد و الان این پدر سبز زیر تیغ می باشد. در این ماجراها هر چه عمو رضاهای جامعه از میرحسین تقاضا می کنند که به آغوش نظام برگردند فایده ای ندارد تا اینکه ساسان و فرهاد و محسن و سعید و همه می فهمند همه ی این ماجراها زیر سر مهران است. مهران که برای محمد خاتمی کار می کند، پس از ملاقات خاتمی با جرج سوروس با او آشنا شده و خاتمی هم تمام نکات انقلاب مخملی را به مهران یاد داده است. این وسط عده ای که فرهاد هم بین همین عده است با فهمیدن ماجراها و توهین های جنبش سبز به دین از این حذب جدا می شوند و به آغوش ملتشان باز می گردند. همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود اما فردای آن روز خبرگزاری ها اعلام می کنند که بیتا توسط افرادی مجروح و در حالیکه بهش تجاوز شده کنار خیابان انداخته شده است. کروبی هم خود را سریع به سعید می رساند و خبر می دهد که بعد از اینکه بیتا را ول کردی بسیجیان او را بردن زندان اوین و اجازه ی ملاقات هم ندادند، بعد منتقلش کردن کهریزک و بهش تجاوز کردند و کنار خیابون انداختنش، اما سعید که دیگر سر عقل اومده و از دروغ های بعضیا باخبر شده توجهی نمی کند و کروبی برای پخش این خبر به بی بی سی و صدای آمریکا (VOA) مراجعه می کند...

این سریال که بی شمار طرفدار دارد هم چنان در این شبکه در حال پخش می باشد.

گفته می شود مقامات رژیم صهیونیستی، آمریکا و انگلیس از دست اندرکاران و بازیگران این سریال تشکر و قدردانی فراوان کرده اند.

اما تیتراژ پایانی این سریال با صدای محمدرضا شجریان، شاعر: میرحسین موسوی

اگه جـنـبش عقـب افـتــاده  ***  اگه من به نظام بد کردم

محمود کاری تو با من کردی  ***  کـه فـکـرشـم نــمـیـکـردم

چـه آسون ضایع کردی مـنو  ***  منی که جنبش پام گیره

کـه  از ایـن چـیـزتــرم  بـاشـــم  ***  واسه چیزام نفسشون میره

مـن مـی تــرســم از وقــتـی  ***  بیـانیـه هام بی اثر میـشه

همیـشه لحظه ی آخر  ***  احمدی برنده میشه

تورو دسـت BBC دادم *** که از حالم خبر داره

کـه از ایــران دروغـاشـو  ***  یه لحظه بر نمی داره

تـو کـــروبــی مـنـی امـــا  ***  داری از دست در میری

بــا دسـتـــای خــودت داری  ***  سیصد میلیونو می گیری

بـیـــــانــیـــــه دادم  بـــــازم  ***  ولی جنبش دیگه خوابیده

مــگـــه مــیــــزاره BBC  ***  مگه VOA امون میده

دیـوونــم کـرده خـاتـمی  ***  ببین جنبش پریشونه

من اونـقدر چـیز می نویسم  ***  کـه خـالـی نکنـیــن شونـه

حساب کتاب رفتـه از یـادم  ***  بلـد نیـستـم که بشمارم

فقط یک چیز رو مـیـدونـم  ***  که بگم من بی شمارم

مـن مـی تــرســم از وقـتـی  ***  بیـانیـه هام بی اثر میـشه

همیـشه لحظه ی آخر  ***  احمدی برنده میشه

تورو دسـت BBC دادم *** که از حالم خبر داره

کـه از ایــران دروغـاشـو  ***  یه لحظه بر نمی داره


پ.ن: داریوش و گوگوش میان ایران، دستگیر میشن، طرف میپره وسط میگه ما سه تا رو کجا می برین؟! این جوک شده حکایت جنبش سبز، علی کریمی با باشگاهش اختلاف پیدا میکنه و اخراج میشه، جنبش سبز می پره وسط میگه ما سبزارو چرا اخراج می کنین؟! آخه چرا خودتون رو پایه خنده ی ما می کنین؟! بابا مگه کعبی و مهدوی کیا و چندتای دیگه هم سبز نبسته بودن؟ پس چرا اونا دارن بازی خودشون رو میکنن؟!! اخراج علی کریمی چه ربطی به شماها داره آخه؟!! من خودم از طرفدارای علی کریمی ام، خجالت بکشین دیگه، زشته، جنبشتون باخت که باخت، به جهنم، دیگه دلیل نمیشه همه چیزو به خودتون ربط بدین تا جنبشتون دوباره زنده بشه که!

[ پنجشنبه 1389/05/28 ] [ 1:19 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]

سلام به همه ی ایرانی های گل

بعد از یکی دو سال دوری از وب نویسی دوباره برگشتم

اولین مطلب وبلاگ رو می خوام با یه طنز سیاسی شروع کنم

یه مدته خبر از مناظره ی دکتر احمدی نژاد با باراک اوباما به گوش میرسه

به نظرتون توی مناظره این دو تا رئیس جمهور پر سر و صدا که سایه ی همدیگر رو با تیر میزنن به هم چی میگن؟! خب از یه نظر معلومه که این باراک انگشت کوچیکه محمود جونه ما هم نمیشه! اما متن مناظره رو خودتون بخونین:

مجری:

به نام خدایی که محمود و باراک را از دو جنس متفاوت آفرید!

ایرانی های عزیز، آمریکایی های محترم و همه ی سیاسی های دنیا، سلام!

میدونید که امشب از شب فینال جام جهانی هم بیشتر بیننده پای تلویزیون نشسته تا این مناظره ی داغ رو تماشا کنه، مناظره بین دو رئیس جمهور خبرساز دنیا

طبق قرعه، مناظره رو با دکتر احمدی نژاد شروع میکنیم، آقای دکتر بفرمایید

احمدی نژاد:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

من ابتدا خدای بزرگ را شاکرم که فرصت داد خدمتگذار ملت عزیز ایران باشم و از مردم خوبمون به خاطر همه ی حمایت ها و بزرگواری ها و همراهی هاشون تشکر میکنم، آرزو میکنم که ملت ایران همواره سربلند باشد. یاد امام عزیز، شهدای بزرگوار، ایثارگران، جانبازان و آزادگان رو گرامی میداریم که راه سربلندی را در برابر ما قرار دادند و امروز هر چه داریم، از اونهاست.

باور من اینه که امروز آقای اوباما و دولت آمریکا در برابر من نیست! یعنی تنها آقای اوباما نیست، بلکه سه کشور در برابر بنده قرار گرفتند، هم آقای اوباما و دولت آمریکاست، هم رژیم صهیونیستی است و هم انگلیس، که این سه در گذشته نیز با هم بودند.

در واقع اینها همه با هم بودند، از روز اولی که این نظام و بعد این دولت تشکیل شد، هجوم ها بود برای ضربه زدن، البته مردم اینها را می دانند اما باید جوونها هم، بدانند، بنده در برابر یک نفر نیستم، در برابر یک مجموعه ای هستم که با محوریت رژیم صهیونیستی و همکاری آمریکا و انگلیس و جنبش سبز در ایران، علیه بنده حرکت کرده اند.

از نظر من، دلیل این هجمه ی سنگین این است که در داخل یک عده ای خود را مالک مردم می دانند و دست خود را در بیت المال باز می بینند و در خارج هم طبیعی است که نمی خواهند ایران مستقل بشود و پیشرفت کند و ما این را طی این سی سال، دیده ایم

.::: در این لحظه وقت احمدی نژاد به پایان میرسد :::.

اوباما ابتدا با زبان فارسی پیام خود را به ایرانیان میدهد:

من سلام میکنم به ایرانی ها به خصوص جنبش سبز، امیدوارم حال همه ی سبزها، عزیزان دلم میرحسین، کروبی و خاتمی خوب باشد.

من ابتدا باید بگویم که دوست داشتم کروبی رئیس جمهور ایران بشود چون اون هم مثل من برای تغییر اومده بود! اما وقتی دیدم ایرانی ها خیلی باهوش تر از این حرفان که به آرای باطله هم بیشتر از او رای دادند، حمایت خودم رو رسما از جنبش سبز اعلام کردم.

آقای احمدی نژاد، من برای مردم ایران احساس خطر میکنم، ایران یعنی نقض حقوق بشر، نظام شما هیچ حقوقی برای انسان قائل نیست، شما مردم معترض رو میکشین، من خواهان حقوق بشر برای مردم عزیز ایرانم تا اونها هم مثل مردم آمریکا آزادانه زندگی کنند! و همچنین خواهان آزادی سه کوهنورد کشورم هستم!

احمدی نژاد:

آقای اوباما گفتین حقوق بشر! اولا شما اغتشاش گران و توهین کنندگان به عقاید و دین ما رو مردم ایران لقب دادین! شما بهتر بود 9دی و 22بهمن هم تشریف می آوردین و مردم ایران را میدیدین و بهتر می شناختین، دوما من اینجا چندین سند از برخوردهای سنگین پلیس شما با مردمی را دارم که فقط به شهریه ی بالای دانشگاهشان اعتراض دارند! و اصلا قصد تخریب نظام را ندارند، بهتر است که شما یک نگاهی هم به برخوردتون با مردم در تظاهرات ساده بیندازید بعد حرف از حقوق بشر بزنید. من شما رو دوست دارم آقای اوباما، شما تا حالا عکسهای زندان گوانتانامو رو دیدید؟! رعایت حقوق بشر در زندان هاتون رو دیده اید؟! آقای اوباما شما از آزادی سه کوهنورد آمریکایی گفتین، شما شهرام امیری را از یه کشور دیگه ربودین، به کشور خودتون بردین و اون را شکنجه دادین تا دروغ بگه! و بعد هم مفتضحانه بعد از یک شکست سنگین اطلاعاتی اون رو به خاک ایران برگردوندین. حالا توقع دارین سه جاسوس که غیر قانونی پا در خاک ایران گذاشتند را آزاد کنیم؟! اگر این سه کوهنورد بودند چرا قانونی به کشور ما نیامدند؟!

اوباما:

حالا یه اشتباهی کردند، مثل ملوانان انگلیسی ببخششون دیگه، من قول میدم دیگه جاسوس نفرستم

احمدی نژاد:

من اینجا پرونده شما با یه خانوم دستمه، بگم؟ بگم؟ بگم؟!

اوباما:

نه تو شوخی سرت نمیشه، تورو خدا نگو، من زن و بچه دارم، حالا با فلانی یه روابطی داشتم، شیطون گولم زد! ضایعم نکن دیگه!

احمدی نژاد:

شما موقع آتش گرفتن چاه نفت شهر توی رسانه هاتون گفتین ایران نمیتونه این چاه رو مهار کند، و ما زودتر از زمان مورد نیاز آن را مهار کردیم، این یعنی توانمندی ایرانی، شما چندین ماه هست که دستتون به چاه های خلیج مکزیک بنده، ایالت به ایالت دارد آلوده میشود، این علم و توانمندی شماست؟!

اوباما بغض گلویش را میگیرد و می گوید:

محمود تورو خدا دست رو دلم نزار که خونه... بی عرضه ها نمیتونن جلو نفت رو بگیرن، حالا اینو بی خیال، این طرح هدفمندی یارانه ها دیگه چه صیغه ایه؟! پدر مردم رو در میاره این طرح! آب میشه یک میلیون، برق میشه سه میلیون، مرغ میشه...!!

احمدی نژاد:

اولا پشت این طرح کلی کارشناس نشسته، مردم عزیز ایران اصلا نگران نباشند، مطمئن باشند که این طرح وضع مردم را بهتر خواهد کرد، دوما این طرح چه ارتباطی به شما دارد؟!

اوباما:

خوب دیگه حرفی نداشتم خواستم بحث رو عوض کنم!

در این لحظه اوباما حرف دیگه ای نداره که ضربه به دولت و نظام بزنه در نتیجه مثل همیشه میره سر بحث بی اساس و بی منطق برنامه ی هسته ای ایران و یه هو جوگیر میشه و داد میزنه:

ایران داره سلاح هسته ای میسازه، من برای مردم جهان احساس خطر میکنم

احمدی نژاد:

شما از سلاح های هسته ای اسرائیل احساس خطر نمی کنید؟! درضمن ما بارها گفتیم که برنامه ی هسته ای ایران صلح آمیز است، شما به چه مدرکی میگویید ما داریم سلاح هسته ای تولید میکنیم؟!

اوباما:

آمریکا که بگه یعنی مدرک! برنامه ی هسته ای شما باید قطع بشه!

احمدی نژاد:

دوران زورگویی تمام شده، الان دوران عدالت محوری است...

اوباما:

برنامه هسته ای رو قطع نمی کنین؟!

احمدی نژاد:

نوچ!

اوباما:

تحریمتون میکنم!

احمدی نژاد:

تحریم فقط ایران را پیشرفته تر کرده، هر غلطی می خواین بکنید

اوباما:

به اسرائیل میگم بهتون حمله کنه!

احمدی نژاد:

به کی؟!!

اوباما:

اسرائیل!

احمدی نژاد:

اسرائیل که اصلا توی معادلات ما نیست، گنده تر از اسرائیل هم از این غلطا نمیتونه بکنه!

در این لحظه اوباما مجلس رو ترک میکه و تصاویر از آمریکا قطع میشه و مثل همیشه صدا و سیما هم یه آهنگ ملی میزاره و دوباره روز از نو روزی از نو...

این مناظره هم به پایان میرسه اما، حکایت هم چنان باقیست...


پ.ن: متن این مناظره فقط واسه شوخی و طنز بود، راستی، به نظر شما اوباما جرات میکنه با احمدی نژاد مناظره کنه؟! برنده ی این مناظره کیه؟! این مناظره چه نتیجه ای به دنبال داره؟!

دلم واسه مناظره های انتخابات خیلی تنگ شده، امیدوارم اوباما حاضر به مناظره بشه و اینبار دو تا ایرانی رو به روی هم نباشن بلکه ایران رو مقابل آمریکا ببینیم و همه ی هفتاد میلیون مردم ایران شاد بشن، به امید اون روز...

[ یکشنبه 1389/05/24 ] [ 12:25 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
.: ویرایش شده توسط طـنـز سـیـاسـی :.
درباره من

سلام، فرهاد هستم
آدم سیاسی ای نبودم، علاقه ای هم به سیاست نداشتم
تا اینکه سال پر هیجان 88 فرا رسید و فضای پرشور انتخابات من رو هم مثل بقیه تحت تاثیر قرار داد...
جنبش سبز جو سنگینی درست کرده بود، حرفای دو کاندید پر سر و صدا منو حسابی گیج کرده بود...
از امام فقط اسمش رو شنیده بودم و بزرگیشو اما به شخصه اندیشه هاش و افکارش رو مطالعه نکرده بودم...
با واژه ی شهید از بچگی آشنا بودم، آخه اسمم رو به یاد داییم گذاشتن فرهاد، اما شهید فرهاد کاظمی کجا و من فرهاد کاظمی کجا...
از رهبری و ولایت فقیه هم چیزی حالیم نبود...
اما سال 88 جریان زندگی من و اندیشه هام رو عوض کرد...
هر جا میرفتیم بحث سیاسی بود، هر کی یه حرف میزد، حسابی گیج شده بودم، همش با خودم میگفتم ای خدا حق با کیه؟؟!
سال کنکورم بود، از کلاس کنکور گرفته تا توی تاکسی و خیابون و مهمونی و تلویزیون و همه جا بحث از سیاست بود...
این جو واسه یه آدمی که از سیاست اطلاع زیادی نداره خیلی سنگین بود...
خواسته یا ناخواسته من هم سوار بر موج سیاسی کشور شدم...
اما این وسط مونده بودم که حق کدوم وره! منم مچ بند سبز ببندم یا نبندم؟!!
انتخاب ساده نبود، نیاز به نحقیق داشت...
پس تحقیقاتم رو شروع کردم، واسم جالب بود که هر دو طرف دم از امام میزدن و اون یکی رو خارج از خط امام میدونستن!! پس به این نتیجه رسیدم که راه درست راه امامه... چون هر دو طرف سعی میکنن خودشون رو به امام بچسبونن!
جالب تر از همه اینکه کسایی رو میدیدم که تا دیروز رو به روی انقلاب بودن اما الان شدن خط امامی و شعارشون رای ما یک کلام، نخست وزیر امام بود!!
با طرفدارای هر دو طرف حرف میزدم، چیزی که واسم واضح بود این بود که از نظر ظاهری طرفدارای موسوی شباهتی به اندیشه های امام نداشتن، چرا که ستادای سبز توی بالاشهر شهرمون اصفهان، بیشتر شبیه به پارتی بود تا ستاد انتخاباتی!!
توی حرفای امام هرجا که سخن از آزادی بود نشنیده بودم که آزادی یعنی رقصیدن دختر و پسر توی خیابون!! اما اونا با حمایت از موسوی شعار آزادی میدادن!!!
اگه این آزادیه پس اون جوونایی که سال 57 انقلاب میکردن چرا دم از آزادی میزدن؟!!
مگه این آزادی توی زمان شاه نبود که اونا شعار آزادی میدادن؟!!
نه انگار اینا منظورشون از آزادی چیز دیگه ایه!!
آره، هر روز این صفحه ی سیاه سیاست واسم روشن تر میشد...
کم کم با اندیشه های امام و انقلاب آشنا شدم، یه حس خاصی داشتم، امام بدجوری تو دلم جا باز کرده بود...
قضیه مفصل تر از این حرفاست، به همین بسنده کنم که وقتی تفاوت های افکار امام با جنبش سبز رو دیدم تصمیم گرفتم احمدی نژاد رو انتخاب کنم، افکار و اعمال اون و طرفداراش خیلی بیشتر به امام شبیه بود...
ملاک دیگرم این بود که ببینم قشر مستضعف بیشتر طرفدار کدوم یکی از کاندیداها هستن، واسم جالب بود که بیش از 80 درصد ماشین های مدل بالا جنبش سبزی بودن ولی اکثر قشر متوسط و تقریبا کل قشر مستضعف احمدی نژادی!
بگذریم، گذشت و گذشت تا اینکه انتخابات برگزار شد و چشم کل جهان به حضور 85 درصدی مردم خیره شده بود...
از همون اول هم معلوم بود که این جو به این سنگینی به همین راحتیا خاموش نمیشه...
و طرح اصلی فتنه شروع شد...
هنوز یه جای کار میلنگید، با وجود تحقیقات زیادی که کردم و مطالعاتی که انجام داده بودم ولی هنوز از یه چیزی آگاهی درست نداشتم، و اون رهبری بود...
شناخت رهبری از نماز جمعه ی تاریخی تهران شروع شد...
حرفاش منطقی و محکم بود، واقعا به معنای واقعی رهبری میکرد...
از ته دل عاشقش شده بودم، حرفاش یه ملت رو آروم میکرد...
بعد کلی تحقیق دیگه به این نتیجه رسیدم که آری، خامنه ای خمینی دیگر است...
دیگه واسم احمدی نژاد ملاک نبود، فهمیدم که ملاک انقلاب و امام و رهبری هست...
آخه خیلیا هم ملاک رو موسوی قرار دادن و از انقلابی تبدیل شدن به ضد انقلاب!
خوشحال بودم که با رحلت امام، انقلاب به دست نامحرمان نیفتاد...
آری، خود امام خواسته بود که انقلاب به دست نامحرمان نیفتد...
و چه خوب مردم ایران محرم را از نامحرم تشخیص دادند...
بعد وقایع روز قدس و روز دانشجو و توهین به عکس امام و روز عاشورا و... خدا رو شکر کردم که کمک کرد از همون اول راه درست رو انتخاب کنم...
الان احساس راحتی میکنم، امیدوارم لیاقت اسم داییم رو داشته باشم و بتونم تا آخر راه اون و بقیه ی شهدا رو ادامه بدم...
این بود بیوگرافی کاملا مختصری از حقیر
----------------------------------------
کـربـــلا یـعـنی کـه یــار رهـبــــری
از حـسـین عصر خود فـرمان بـری
----------------------------------------
.:::::. چند نکته .:::::.
- اولا نظر شما نشانه ی شعور و شخصیت شماست، هر گونه توهین در نظرات سانسور شده و نثار دشمنان اسلام و نظام و سران فتنه خواهد شد.
- نظراتی که حاوی متن وبلاگ های دیگر باشد تایید نمیشود، قسمت نظرات برای دادن نظر شخصی شما یا مطلبی مطابق با پست مربوطه هست، نه کپی کردن مطالب وبلاگهای دیگر.
- تمامی نظرات دیر یا زود تایید میشوند، قسمت تاییدیه برای این هست که اولا اگه کسی فحش داد به احترام بازدیدکنندگان محترم سانسور بشه و اگه نظری نیاز به پاسخ داشت، ابتدا پاسخ داده شده و بعد تایید شود، پس لطفا سریع قضاوت نکنید و نگین که نظراتتون رو تایید نمیکنم یا میترسم و...
- اگر عکسی نمایش داده نشد روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را انتخاب کنید، در صورت باز نشدن دوباره عکس، از طریق نظرات اطلاع داده تا اصلاح شود.
.:: در آخر ممنون از حضورتون، امیدوارم این بار آخرتون نباشه که به این وبلاگ میاین، برای سلامتی آقا امام زمان و تعجیل در فرجشان صلواتی بفرستیم ::.
----------------------------------------
سیـدی تنها به رنگ سـبـز نـیست
هیـچ دانـی مادر سـادات کیست؟
سـبـز یعنی عـاشـق مــولا شـدن
پـشـت درب حـیـدری زهــرا شدن
سـبـز یعنی عـشق تا شـور و بـلا
بـا حــسـین فـاطـمـــه در کــربــلا
سبز یـعنی ساقی و مست هدف
هـمـچـو عـبــاس، یـل شاه نـجـف
طـالـب سـبــزم نـه آن سـبـز ریـــا
سبز هم بازیـچه شد مـهدی بیــا
----------------------------------------
چت با مدیر وبلاگ
عضویت در وبلاگ
آمار وبلاگ
نظرسنجی
پس از درخواست مکرر بینندگان وبلاگ، نظرسنجی نظام جمهوری اسلامی آری یا خیر، این بار در یک سرور قوی تر فعال شد.

این برای سومین بار و آخرین بار هست که این نظرسنجی گذاشته می شود. در مرتبه ی اول، مخالفان نظام وقتی دیدند اکثریت به آری رای داده اند، نظرسنجی را هک کردند. در مرتبه ی دوم و پس از درخواست مکرر بینندگان وبلاگ مبنی بر ایجاد دوباره این نظرسنجی، بار دیگر به این نظرسنجی حمله شد. بطوریکه تعداد رای های ثبت شده در یک روز هم اندازه ی بازدید وبلاگ بود! وقتی پیگیری کردم متوجه شدم در یک بازه ی زمانی مرتب به گزینه خیر رای داده می شود و این به خاطر ضعف سیستم نظرسنجی سرور بود، بطوریکه با پاک کردن کوکی های سیستم امکان دادن چندین بار رای وجود داشت.

این بار، برای بار سوم و آخرین دفعه، این نظرسنجی را در یک سرور قوی و خارجی ایجاد کردم.

امید است مدعیان آزادی بیان و تحمل مخالف، به نظرات مردم احترام گذاشته و مانند دفعه های قبلی در صورت نارضایتی از نتایج موجود، به نظرسنجی حمله نکنند!

----------------------------------------------- تاریخ شروع نظرسنجی
5 مهر 1390
-----------------------------------------------
لوگوی وبلاگ
.:: طـنـز سـیـاسـی ::.

کد لوگوی ما


----------------------------------------
لوگوی صفحه ی حقوق بشر
----------------------------------------
.:: اولین و کامل ترین صفحه حقوق بشر ::.

کد لوگوی صفحه حقوق بشر

حمایت می کنیم