امروز دور دوم انتخابات بود، اما خب طبیعتا حجم تبلیغات نسبت به دور اول کمتر بود. شهرهایی که به دور دوم نکشیده بودند و نتیجه ای که دوستان و دشمنان از حضور ۶۵ درصدی مردم در دور اول گرفته بودند باعث شده بود صدا و سیما با شدت کمتری به تبلیغات بپردازد. امروز شهر ما یعنی اصفهان هم دور دوم انتخابات بود، اما من رای ندادم! نه دوستان برداشت بد نکنید! دلیل رای ندادنم نه گرانی است، نه بیکاری، نه تورم، فقط شناسنامه ام گم شده! همین! یادش بخیر ۱۲ اسفند ۹۰ ! اولین مهر چه لذتی داشت، اما سعادت نبود امروز دومین مهر هم با افتخار به آخرین صفحه ی شناسنامه ام اضافه کنم. دو روزه تمام جاهایی که به ذهنم رسید رو زیر و رو کردم اما پیدا نشد که نشد! اما رای ندادنم هم تجربه ی خوبی بود! وقتی توی خونه نشسته بودم و میدونستم الان مردم کشورم دارند نمایندشون رو انتخاب میکنند حسرت میخوردم، امروز اولین روزی بود که احساس کردم ایرانی نیستم. به این فکر کردم که چطور بعضی ها با وجدان راحت در خانه نشسته و در انتخابات شرکت نمیکنند. مردمی که همیشه جلوی ظلم ایستادند و از حق مظلوم دفاع کردند، چطور انسان هایی درونشون پیدا میشه که با رای ندادنشون دل ظالم ترین حکومت های جهان رو خوش میکنند و دل مظلوم ترین انسان های دنیا رو خون... بیشتر که فکر کردم فهمیدم فکرهام بیهودن، این اقلیت که هیچی، حتی اگر این ۶۵ درصد هم در دور اول شرکت نمی کردند، خداوند داناتر بود که چگونه دین خود را حفظ کند. ما فقط با رای ندادن باعث عقب افتادن خودمان از این قافله خواهیم شد. وقتی این انقلاب هشت سال با دست خالی می جنگد و ذره ای از خاکش را به دشمن نمی دهد، وقتی برای این انقلاب شن ها میشوند مامور خدا، چقدر جالب میشود اگر ما از آن شن ها کمتر شویم... امروز من رای ندادم و با اینکه عذرم موجه بود اما همچنان حسرت میخورم و عذاب وجدان دارم. این نوشته ها مدرک و سند باشد که اگر روزی من از مواضعم و عقایدم جدا شدم، تلنگری باشد که به کجا دارم میروم. مبادا روزی برسد که پا روی تمام حسرت های امروزم بگذارم، مبادا روزی برسد که رای ندهم و وجدانم درد نگیرد. این نوشته ها سندی باشد برای حفظ وجدانم... یا حق!
بازتاب این مطلب در: مفید نیوز برچسبها: مرحله ی دوم انتخابات مجلس, انتخابات مجلس اصفهان, من رای ندادم, من رای نمی دهم, انتخابات [ جمعه 1391/02/15 ] [ 22:18 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ]
[ ]
"همهى مسئولين كشور، همهى دستاندركاران عرصهى اقتصادى و همهى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايهى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايهى سرمايهدار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكانپذير خواهد شد." «امام خامنه ای مدظله العالی» از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از مهم ترین و اصلی ترین شعارهای مردم ایران، استقلال آزادی، جمهوری اسلامی بود که با پیروزی جمهوری اسلامی و سقوط حکومت دیکتاتوری شاهنشاه، حالا فضا باز بود برای تلاش برای جبران عقب ماندگی کشور در بخش استقلال، استقلالی که موجب پیشرفت اقتصاد ملی و در نتیجه پیشرفت کشور و بهبود زندگی مردم میشد... اما هشت سال جنگ تحمیلی، تحریم، جنگ فرهنگی و کم کاری دولت ها و گاها تسلیم شدن دولت ها در برابر غرب، همه و همه باعث شد تا مردم و نظام به آن استقلالی که دلشان می خواست، نرسند. این روحیه ی ما نمی توانیم بیش از ۲۵ سال بر کشور حاکم بود و کشور اینقدر درگیر مسائل مختلف از جمله مسائل نظامی و فرهنگی بود که توقعات مردم و رهبری نه در این بخش و نه در دیگر بخش ها بخصوص بخش فرهنگی حاصل نشد. تا جاییکه در انتخابات ۸۴، شخصی به مقام ریاست جمهوری رسید و شخصیت هایی از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی را کنار زد که اصلی ترین شعارش، "ما می توانیم" بود... و تقریبا از همان سالها بود که نامگذاری سالها توسط مقام معظم رهبری بوی اقتصادی به خود گرفت. سالهایی که گاها یا با کم کاری مسئولین و یا حوادثی همچون فتنه ی ۸۸ به نتیجه ی دلخواه مردم و خود رهبری هم نمی رسید. اما به هر حال با تلاش مضاعف، روحیه ی ما می توانیم بار دیگر زنده شد و رشد چشمگیری در فضای علمی کشور همچون هسته ای، پزشکی، فضایی، نانو و... و همچنین مسائل و ابزارهای نظامی داشتیم. حال با وجود دشمنانی که چشم دیدن پیشرفت این سرزمین را ندارند و بعد از جنگ نظامی، فرهنگی، ایجاد انقلاب مخملی، جنگ نرم، ترور دانشمندان و... به نتیجه ای نرسیده اند و راه جدیدشان تحریم بیشتر و ضربه ی اقتصادی به دولت برای فلج کردن اقتصاد ملی و در نهایت براندازی نظام است، باید عزمی راسخ برای مقابله با این اقدامات و حمایت از تولید ملی داشته باشیم. امام خامنه ای هم همچون چند سال گذشته، نام اقتصادی دیگری برای امسال گذاشتند تا نشان دهند هنوز از نظر اقتصادی به جایی که می خواهیم نرسیده ایم و باید تلاش بیشتری در این زمینه کنیم. و نامی برای امسال در نظر گرفتند که نیاز به تلاش صرفا دولت نیست و سهم مردم نه تنها کمتر نیست، بلکه به مراتب مهم تر از سهم دولت است. لذا بر این دیدم که راهکارهایی در سطح عقل، فهم و درک خودم برای حرکت درست در جهت نام امسال ارائه دهم. خوشحال میشوم نظرات و راهکارهای شما رو هم برای اجرای بهتر "توليد ملى، حمايت از كار و سرمايهى ايرانى" بخونم، شاید گذر برخی مسئولین و تولید کننده های محترم هم به اینجا خورد و از نظرات مردم استفاده ای کردند. " برای خواندن ادامه ی متن روی ادامه مطلب کلیک کنید "
بازتاب ابن مطلب در: عمارنامه تعامل مفیدنیوز حریم یاس جام نیوز یزد ما برچسبها: تولید ملی, حمایت از کار و سرمایه ایرانی, امام خامنه ای, مقام معظم رهبری, نام سال 1391, شعار امسال ادامه مطلب [ دوشنبه 1391/01/21 ] [ 4:30 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ]
[ ]
چرا قلاده های طلا ؟! قلاده گردن بندی است که گردن حیوانات به ویژه سگ ها می اندازند تا صاحبان آنها، سگ خود را تحت اختیار خود داشته و سگشان را در راستای هدف خود به حرکت در آورند. قلاده های طلا اشاره به انسان هایی دارد که شرافتشان را به طلا، نماد ثروت و مادیات فروخته اند تا سگ صاحبانشان شوند و در راستای اهداف آنها حرکت و به وطن خود خیانت کنند، و چه اسمی بهتر از این، قلاده های طلا، سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران...
قلاده های طلا هم همچون دیگر فیلم هایی که در جهت روشنگری فتنه ۸۸ ساخته شد، از همان اول مورد تخریب جریان روشنفکری قرار گرفت. جریانی که سابقه ی تحریم، توهین، هو کردن و پاره کردن بنر پایان نامه و همچنین تحریم، توهین و قاچاق پرفروش ترین فیلم سینمای ایران یعنی اخراجی های ۳ را در کارنامه ی خود دارند. ابوالقاسم طالبی هم با دیدن و درک این تجارب خوب میدانست جریانی که ادعای روشنفکری و شنیدن حرف مخالف را دارد اما ذره ای به آن پایبند نیست، در برابر قلاده های طلایش ساکت نخواهد نشست... اما طالبی آنقدر اراده اش قوی و کارش خوب بود که الان که بیش از دو هفته از اکران فیلکش میگذرد، باقی مانده ی جریان سبز جز تحریم و توهین، کار دیگری از پیش نبردند...
اما این همه ی کار نیست، قلاده های طلا را که ببینی، به فکر فرو میروی، که دلیل تحریم و توهین این افراد چیست؟ قلاده های طلا نه تنها به مردمی که ۲۵ خرداد تظاهرات کردند توهین نمیکند، بلکه به آنها حق هم میدهد، طالبی میگوید این مردم برای انقلابشان زحمت کشیده اند، اینها اسلام می خواهند، جمهوری می خواهند، و الان اعتراض میکنند، چون باورشان شده است که تقلب شده... قلاده های طلا کاری به جریان سبز ندارد، تمام حرف قلاده های طلا در دو بخش خلاصه شده است: دخالت های انگلیس به نمایندگی از غرب در فتنه ۸۸ و اقدامات عجیب خاندان هاشمی در فتنه حال تحریم این فیلم و توهین به آن توسط اندک سبزی باقی مانده جز این است که اینها همان کسانی هستند که قلاده های طلا به گردن دارند؟ و البته هستند در کنار اینها عده ای که تحریم و توهین میکنند، و دلیلش این است که هنوز در توهم اند و قلاده های طلای کنار دستی هایشان را هنوز ندیده اند... اما چیزی که مهم و واضح است آن جریانی است که از همان اول تخریب، تحریم و الان به عوامل این فیلم توهین میکنند، بی شک این افراد یا از افشای نقش انگلیس در فتنه ناراحتند و یا از افشای نقش خاندان هاشمی... در هر صورت توصیه ی من به کسانی که قلاده ی طلایی به گردن ندارند و فیلم را ندیده و جریانش را ندانسته شروع به تحریم و توهین کرده اند این است که اول این فیلم را ببینند، این فیلم هر چه که نداشته باشد، برای اولین بار به شما تصویر هوایی از ۲۵ خرداد نشان می دهد و حداقل سودش این است که فیلم هوایی از ۲۵ خرداد می بینید نه تصویر فتوشاپی ارائه شده توسط دوستانتان را !! قلاده های طلا فیلم سینمایی - مستندی است که حقیقت فتنه را بدون کم و کاستی و بدون سانسور نشان میدهد. قلاده های طلا تمام کم کاری های صدا و سیما در اوایل فتنه را جبران کرده و حقایق را بدون سانسور میگوید تا نشان دهد خون هایی به حق و نا حق ریخته شده و کسی این را انکار نمیکند، اما بانی این خون های ریخته شده و هشت ماه فضای غبارآلود در کشور جمهوری اسلامی نیست. قلاده های طلا نشان می دهد که چه کسی از این خون های ریخته شده خوشحال می شود و بهره میبرد و این کار را از همان اول فیلم شروع کرده و نشان می دهد. از همان جایی که تیتراژ فیلم شروع و صدای تیتراژ، اطلاعات فرودگاهی است که با اعلام نشستن پروازهای انگلیس در خاک تهران فضای سینما را سیاسی میکند. از همان جایی که سابقه ی ترور نزدیکان حزب هایی را نشان می دهد که در انتخابات شانس کمتری دارند، اما با ترور آنها و گرفتن احساسات مردم در دست، حزب مورد علاقه ی غرب به پیروزی میرسد و سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران با اعلام اینکه سید محمد خاتمی یکی از مسافران هواپیمای بمب گزاری شده در اهواز است، رسما شروع می شود... تک تک سکانس های این فیلم از جمله سکانس حمله به پایگاه بسیج نینوا جای بحث و تمجید دارد اما بدلیل لو رفتن داستان فیلم و اینکه اینها مکرر در جاهای دیگر ذکر شده از گفتنش صرف نظر میکنم... و فیلم تمام می شود... خیلی از دوستان انتقاد داشتتند که ای کاش طالبی با ۹دی فیلم را تمام میکرد اما فیلم طالبی در واقع سینمایی-مستند بود و برای تمام کردن آن با ۹دی باید خیلی از وقایع دیگر هم گفته میشد که اینکار در یک فیلم صد دقیقه ای نمیگنجد. اما به نظر من طالبی قلاده های طلا را قشنگ تمام کرد، قلاده های طلا با آمدن جاسوسان انگلیس به خاک ایران شروع شد، در ادامه ی فیلم هم مدام فعالیت های بی بی سی برای تشدید جو فتنه به تصویر کشیده شد و با تجمع مردم مقابل سفارت انگلیس فیلم به پایان رسید تا نشان دهد نقش انگلیس و رسانه های آنها در فتنه را، کشوری که هم خود و هم رسانه هایش ادعای بی طرفی دارند! در کل یک خسته نباشید جانانه به آقای طالبی میگم و امیدوارم که هم اجر دنیوی و هم اجر اخروی این کارشون رو بگیرن... انشاالله به زودی برای بار دوم و سپاس از ابوالقاسم طالبی عزیز این فیلم را خواهم دید... یا حق مطلب مرتبط: دانلود کامل ترین آنونس فیلم قلاده های طلا
بازتاب این مطلب در: عمارنامه ظهور ۱۲ جام نیوز حریم یاس مفیدنیوز ندای انقلاب آیرومیهن برچسبها: قلاده های طلا, ابوالقاسم طالبی, سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران, دانلود قلاده های طلا, کارگردان قلاده های طلا [ چهارشنبه 1391/01/16 ] [ 18:27 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ]
[ ]
اخراجی های ۳ تحریم شد، قاچاق شد، پرفروش ترین شد (جریان روشنفکریه دیگه!) ناصرخان پر کشید... (روحش شاد) دستان اصغر فرهادی بر اسکار، لبانش بر کیت بکینسل شهید احمدی روشن و رضایی نژاد هم رفتند... (به یاد علی و آرمیتای کوچولو در اولین عید بدون پدر) سه هزار میلیارد آوردیم، خاوری تون رو بردیم ! مشارکت ۶۵ درصدی یک طرف، یک رای خاتمی هم یک طرف، خاتمی تو دیگه چرا؟! (سبزها هنوز در شوک!) غلبه ی آی کیوی ایرانی بر آر کیوی آمریکایی ! کاپیتان هوشنگ شهبازی صاف کرد، علی دایی چپ کرد (خدا رو شکر به خیر گذشت!) علـــــیِ دایــــــی ! (اینقدر توی استادیوما گفتن دیگه یادگاری از سال ۹۰ توی ذهنم موند!) سپاهان و امید، شاهکار ۹۰ فوتبال ایران ! سکه، طلا، دلار، چه خبره؟! (دختر خانوما خداوکیلی برا مهریه مراعات کنن!) شیث و نصرتی، انگشت برتر ۹۰ ! (دوست نداشتم بگم اما دیگه از سال ۹۰ موند!) ایمون زائد، چوبله را لوله کرد... (ای جون!) گل شفته برهنه شد، شان استون مسلمان ! اروپا خرید نفت ایران را تهدید کرد، ایران فروش نفت بهشان را تحریم ! از نه غزه نه لبنان ایران تا لا حزب الله لا ایران سوریه، تشابهات اتفاقی است ! جلبک های لیبی هم رفتنی شدند، منافین اشرف اخراج ! بحرین هنوز در دیکتاتوری... تموم پرونده ها روی میزه ! (طنز ترین نطق سیاسی سال از دید من) پرچم سفید محسن چاوشی... (محسن جون دمت گرم!) و اینک انتظارها به سر رسید، اکران نوروزی قلاده های طلا... اینها تیترهایی است که در پنج دقیقه، از سال ۹۰ به ذهنم رسید، شاید مهم ترین اتفاقات ثبت شده از سال ۹۰ در ذهنم اینها باشه... البته مطمئنا اتفاقات مهم دیگری هم افتاده که توی این پنج دقیقه دیگه به ذهنم نرسیده ! الان ۱ فروردین ۹۱ هست اما چند دقیقه دیگه تا سال تحویل مونده ! بالاخره نفهمیدیم این آخرین پست سال ۹۰ مون میشه یا اولین پست سال ۹۱ !! آرزو دارم نوروزی که در پیش دارین ، آغاز روزهایی باشد که آرزو دارین... نوروز ۱۳۹۱ بر شما و تمام ایرانیان و فارسی زبانان مبارک سائل و سینه زن و سیب سحر سوره فجر *** سوز دل بهر عزای تو دمادم داریم هفت سین کرمت سبز همیشه آقا *** ما فقط یک سفر کرب و بلا کم داریم به هر حال سال ۹۰ هم با تمام تلخی ها و شیرینی هاش داره تموم میشه... و تلخ ترین آن اینکه امسال هم گذشت و آقامون ظهور نکرد... و شادترین آن اینکه یکسال دیگر به ظهور نزدیک تر شدیم... آری، زمین و زمینیان دارند آماده می شوند، مهدی جان برگرد... تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد *** دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود... دیکتاتورها دارند می روند... همه چشم انتظار تو هستند، و مظلوم ترین همه، ملت شیعه ی بحرین ... مهدی جان ، حالا دیگر کودکان هم می دانند که "مهدیه" اسم مکان است و "فاطمیه" اسم زمان ، اما من منتظر می مانم تا روزی که "مهدیه" اسم زمان شود و "فاطمیه" اسم مکان... یکبار دیگه عیدتون مبارک، سالی همراه با مهر، سلامتی، موفقیت، سعادت و خوشبختی داشته باشین...
بازتاب این مطلب در: بولتن نیوز اروم نیوز پ.ن۱: از تمامی دوستانی که توی جشنواره چهره ۹۰ به "طنز سیاسی" رای دادند و موجب شدند این وبلاگ چهره ی سال استان "اصفهان" و چهره ی بخش موضوعی "طنز" در سال ۹۰ بشه ممنونم... پ.ن۲: بالاخره قلاده های طلا اکران شد! یعنی اولین فیلمیه که چند وقتی هست چشم انتظارشم! میدونم که ابوالقاسم طالبی ترکونده و مزد زحماتش رو هم بدون شک میگیره... پ.ن۳: شخصی که به نام "بی نام" نظر خصوصی گذاشتین، از نظر به جا و زیبایت بسیار ممنونم، من هم همیشه از خدا خواستم که تا جایی که هم "جنبه" و هم "لیاقتش" رو دارم بهم میدون بده... امیدوارم سال خوبی داشته باشی هم وطن گلم... پ.ن۴: شبکه سه امسال برنامه سال تحویل ترکونده ها ! آدم واقعا لذت میبره... از سمت خدا تا حمید عسگری... واقعا برنامش لذت بخشه و برنامه رو برای همه جور مخاطبی گذاشته... یه خسته نباشید از همین جا بهشون میگم، دست مریزاد ! پ.ن۵: بازم عیدتون مبارک ! در پناه حق، پیروز موفق باشید ! [ سه شنبه 1391/01/01 ] [ 8:14 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ]
[ ]
بحرین دوباره به پا خواست . . . اینجا بحرین، جایی که تا همین چند سال پیش گوشه ای از خاک ایران بود . . . آل خلیفه و آل سعود امانشان را بریده، اما غیرت ایرانی در آنها احساس می شود . . . اینجا بحرین، در تظاهراتشان هم حرمت ها حفظ است، زن و مرد "جدا" اما "کنار یکدیگر" قیام می کنند . . . اینجا بحرین، نیاز به کمک دارد، نیاز به حمایت، نیاز به دعا، تا از شر جنایتکاران خلاص شود . . .
واضح است ندای حق در هر سرزمینی، اگر "بصیرت" باشد . . . زیر جنایات آل خلیفه و آل سعود، توپ و تانک و گازهای سمی . . . اما هنوز می دانند در هر شرایطی، "نماز" اصولی دارد . . .
اینجا بحرین، اینها هم "آزادی" می خواهند، اما مدل آزادیشان فرق دارد . . . "نمازشان" حرمت دارد، "عاشورایشان" حرمت دارد، "ندایشان" حرمت دارد . . . تو آزاد خواهی شد، خون نوزاد شهیدت حرمت دارد، انقلابت حرمت دارد، آزادی ات نزدیک است، و این آزادی حرمت دارد . . . اینجا بحرین، " لبیکـــــــ یـــا بحـــــــــرین "
بازتاب این مطلب در: مفید نیوز عمارنامه ندا آنلاین تعامل نیوز امت نیوز بچه های قلم پ.ن: از دوستانی که در جشنواره وبلاگ های برتر این وبلاگ رو به عنوان چهره سال استان اصفهان انتخاب کردند ممنونم. مرحله دوم این جشنواره آغاز شده و شما می توانید چهره وبلاگی سال از دید ملی و موضوعی را انتخاب کنید. وبلاگ "طنز سیاسی" در بخش موضوعی "طنز" رقابت می کند. برای شرکت در جشنواره و انتخاب وبلاگ های برتر کلیک کنید . [ یکشنبه 1390/12/21 ] [ 0:56 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ]
[ ]
باز این مملکتم مظهر آگاهی شد *** پای صندوق همه با دل و جان راهی شد ای که دم میزنی از زور و جفا و تحریم *** با یک انگشت و یک استامپ خفه خواهی شد...
امروز اولین رای رو دادم... امروز جوهر آبی انگشتم خیلی حرفها میزد... میگفت همان قدر که دشمن از لباس سبز سپاه، لباس خاکی بسیج، سرخی خون شهید، چادر مشکی زن و کیک زرد نیروگاه می ترسد، از جوهر آبی این انگشت تو هم می هراسد... امروز من دیدم بچه ای را که پرچم کشورش در دستش بود و باحیرت نظاره گر صفوف مردم بود... امروز من ایران را در صورت پر ریش تا موهای سیخ سیخ، از چادر مشکی تا مانتوی کوتاه زرشکی، دیدم... تازه درک کردم امروز همه آمده بودند یعنی چه... امروز من دیدم مرد مسنی که با افتخار از سی سال رای دادنش میگفت، میگفت در تمام دوره ها جزء ناظرین و هیئت اجرایی بوده، اما امسال بخاطر کسالتش دیگر دست اندرکار نیست، و برای اولین بار است که در صف می ایستد و از ایستادن در صف طولانی لذت می برد... امروز من دیدم پیرمردها و پیرزن هایی را که حتی به تنهایی قادر به راه رفتن نبودند، اما آمده بودند که بگویند پشتیبان نظامشان هستند، بلکه خجالت بکشند ضدانقلاب هایی که در آن سر دنیا کروات زده دم از تحریم میزنند و وطن فروشی میکنند... امروز من دیدم پیرزنی را که توان ایستادن نداشت، هر از گاهی صندلی اش را به جلوتر می برد و دوباره می نشست... امروز من دیدم مردی که با وجود اینکه از وضع اقتصادی ناراضی بود، اما میگفت حتی اگر از گشنگی هم بمیرم، باز هم شرفم اجازه نخواهد داد تا خون صدها هزار شهید را نادیده بگیرم و از انقلاب پاکم دفاع نکنم... امروز چیزهایی دیدم که باورکردنی نبود، اما حقیقت داشت... و زیباترین صحنه، صحنه ای بود که پیرزنی در حالیکه در صف ایستاده بود، موبایلش زنگ خورد، آن طرف خط فرزندش بود، از دیر کردن مادر دلواپس شده بود، مادر جوابی داد که تمام صف خندیدند... پیرزن گفت: و این شاید زیباترین جوابی بود که می توانست به فرزندش دهد... فرزندی که اینقدر فریب خورده که شاید به حرف ننه اش هم پشت تلفن شک کند!! اما حرف آخرم چیز دیگریست، نمی خواهم از مردم برای حضور دوبارشون تشکر کنم، مردم خود وظیفه شان رابهتر می دانند... نمی خواهم به تمجید حماسه ی امروز بپردازم، اینقدر این ملت حماسه آفریدند که تمجید از آن دیگر تکراری شده... حتی نمی خواهم از لبیک مجدد ملت به ولی شان چیزی بگویم، ایران کوفه نیست که مردم عهدشان با ولی شان را بشکنند... حرف آخرم این است: امروز حتی اگر در انتخابات هم شرکت نمی کردیم، خداوند داناتر بود که چگونه دین خود را حفظ کند. ما فقط با این کار باعث عقب افتادن خودمان از این قافله می شدیم... وقتی برای این انقلاب شن ها می شوند مامور خدا، چقدر جالب خواهد شد اگر ما از آن شن ها کمتر می شدیم... درود بر تو ای ایرانی... درود بر تو ای مسلمان...
پ.ن۱: آقا تحریمشون هم به گستردگی ۲۵ بهمن امسالشون بود!! آخه لامصبا خودتون رو مسخره کردین؟! هی دم از حضور زیر ۲۰ درصدی زدین! من برای رای دادن قید رفتن توی خود شهر اصفهان رو زدم، ۵ کیلومتر قبل خود شهر، توی شهری که ۲۰ هزار تا هم جمعیت نداره (سپاهان شهر)، ساعت ۹:۲۲ رسیدم آخر صف، ساعت ۱۰:۲۵ نوبتم شده!! آخه اینم شد تحریم؟! خداییش عجب حالی میده تو این صف ها ایستادن، آدم توی صف نانوایی ۴ نفر جلوش باشن اعصابش خورد میشه، ولی امروز همه از توی صف طولانی ایستادن لذت می بردند... دم همه ساندیس خورا گرم... پ.ن۲: به نظرتون امسال ما رو چی میبینن؟ مزدور؟ لباس شخصی؟ ساندیس؟ درخت؟ اصلا نمی بینن؟! هر چی می خوان ببینن، مهم اینه که دل بریدن مردم از ولایت رو فقط توی خواب می بینن... یا حق
بازتاب این مطلب در: عمارنامه رجانیوز خبرنامه دانشجویان ایران بولتن نیوز جام نیوز مفیدنیوز مینونیوز برچسبها: انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی, 12 اسفند 1390, انتخابات, رای اولی, تحریم انتخابات [ جمعه 1390/12/12 ] [ 13:45 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ]
[ ]
چند روزی به انتخابات مجلس نهم نمانده، کل کل انتخاباتی شروع شده، بحث عده ای بر سر این است که به چه کسی رای دهند و بحث عده ای دیگر بر سر تحریم یا شرکت در انتخابات است...! جریان اپوزیسیون امسال فضای دیگری دارد، چرا که آنها جنبش سبز را هم در کنار خود میبینند!
و داستان از اینجا شروع میشود! از این رو سری میزنیم به سایت های ضد انقلاب قدیم و جدید!
اگرچه این جریانها مدام خبر از بی میلی مردم نسبت به انتخابات و فضای آرام شهر در این روزها را میدهند، اما خودشان هم نمیدانند که چگونه با این وجود در حال زدن تیتر و پوسترهای مختلف برای تحریم انتخابات هستند! خب اگر فضا آرام است و مردم بی میل، هول و دستپاچگی و این همه فعالیت شما برای چیست؟! دیدن این سایت ها امیدوارم میکنه! اندکی سر عقل اومدن! دیگه خبری از دادن مرغ به مردم در پای صندوق های رای نیست! دیگه نمیگن اگه روز انتخابات اومدن در خونتون در زدن در رو وا نکنین! آخه آقا گرگه با صندوق میاد در خونه تا ازتون رای بگیره! حتی نمیگن اگه می خواین برین مهمونی شب قبلش برین که روز انتخابات اگه توی خیابون دیدنت به زور میبرنت برای رای دادن!! و این خبر خوبی است، اندکی فکر و مغزشان فعال شده! اما... با دیدن این سایت ها به نکته ای عجیب میرسم! عادت کرده بودم که این جریان ها بعد از دیدن حضور مردم به درجه ی دیوانگی برسند! همیشه بعد از حضور بود که یکی مردم را درخت میدید، یکی هدف رو ساندیس خوردن میدونست، یکی میگفت تصویر آرشیویه، یکی میگفت فتوشاپه، اون یکی میگفت به زور بردن، این یکی میگفت به زور اومدن سوار اتوبوس کردن بردن و...! اما امسال این جریانها قبل از انتخابات دیوانه شده اند! گلچینی از خنده بازار اپوزیسیون قبل از انتخابات رو با هم بخونیم و ببینیم... " برای خواندن ادامه متن، به ادامه مطلب بروید "
بازتاب این مطلب در: حریم یاس برچسبها: انتخابات مجلس شورای اسلامی, انتخابات مجلس نهم, تحریم انتخابات, اخبار اپوزیسیون, بالاترین ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/12/08 ] [ 8:18 ] [ نویسنده: فرهاد کاظمی ]
[ ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ ویرایش : طـنـز سـیـاسـی ] |